۱۲ پاسخ

پسر من اصلا دوست نداره براش کتاب بخونم ،گاهی خودش برمیداره ادای کتاب خوندن درمیاره اما من هرکاری میکنم گوش نمیده شما راهکاری دارید؟

من از ۶ماهگی شروع کردم دخترم از اول عاشق کتاب بود هنوزم هست.خیلی براش کتاب میخونم اونم خیلی دوست داره و کلی چیز یاد گرفته از کتابا

چه قدر خوووووب

عزیزم کتابایی که به نظرت مناسب بوده و به درد سن الانشون میخوره رو بهمون معرفی کن

برای دخترم خوندم بالای پونصدتا کتاب داره هر هفته هم ده تا از کتابخونه امانت میگیریم دوسال و دو ماهگی کامل صحبت میکرد الانم خیلی اطلاعات بالایی داره

پیج اینستاتو میدی عزیزم

من قبلا هر روز براش کتاب میخوندم ولی الان نه ، چه کتاب‌های خوبی هستن که بهم معرفی کنید

سلام. منم از بچگی میخونم، ب قول شما هم علاقش به کتاب خوبه، هم وقتی مثلا میخواستم یاد بدم دستشویی رفتن، یا تشکر کردن، یا مسواک زدن و ... رو با کمک کتاب تونستم حل کنم. دایره لغاتش هم میره بالا و کلا خیلی خوبه. امروز میگف مامان دارم مشق مینویسم🤣

عزیزم میشه خصوصی چک کنی

اگه میشه منم توی روبیکا ادکنید کانالتون

عزیزم دختر من صحبت نمیکنه
شما که با گل پسرت خیلی بازی میکنی
میشه بگی چه کارهایی انجام بدم تا صحبت کنه
فقط ماما و بابا رو میگه بدون فهمیدن معناشون

ممنون میشم کتاب های مفید رومعرفی کنی واقعا کتاب های خوب وروان کم شدن
ما دخترم باکتاب میخابه

قصه های می می نی ومامانش

سوال های مرتبط

مامان آوا و رها مامان آوا و رها ۳ سالگی
تازه وارد شغلم که براش درس خونده بودم و زحمت کشیده بودم شده بودم مه فهمیدم باردارم ! نه اینکه بچه نخوایم اما تو اون زما میخواستیم پیشرفت کاری داشته باشیم خلاصه شکر گفتیم و پذیرفتیم که‌تو‌ ان تی فهمیدیم دوقلو‌داریم و این شک‌بعدی برای من و همسرم بود چون هردو شدید موافق تک فرزندی بودیم خلاصه این هم پذیرفتیم و شکر کردیم بارداری خیلی سختی داشتم ویارهای شدید سندورم تونل کارپال که دست دردهای شدید برام اورده بود تیر خلاصش که درگیری کبدم بود و حساس شدنش نسبت به جفت که باعث شد بستری شم از ۲۶ هفته تا ۳۲ هفته اونم کی ؟ تو اوج‌کرونا که پرستارها هم از رفتن‌به بیمارستان میترسیدن بارداری تموم شد و بعد تولد دوتا بچه ی خیلی کوچولو با کولیک رفلاکس … میخوام بگم من اون مادری که همیشه تو ذهنم بود نشدم محبتم اغوشم وقتم شیرم همش تقسیم شد زندگی دوقلویی خستگی بارداری خستگی نوزاد داری نزاشت مادری باشم که تصورش رو میکردم و همیشه این عذاب وجدان با منه که نتونستم مادر کافی باشم و نمیدونم چطور با این حس کنار بیام