۱۴ پاسخ

بهش بگو قد مهم نیست مهم اینه آدم شعور داشته باشه کسی رو مسخره نکنه

عزیزم اگه شده یه وسیاه از خونه رو بفرشی حتما این کارو بکن پسرتون ببر دکتر واسه قدش
بعدا میشه وسیله خرید اما بعدا کاری ازت بر نمیاد واسه قد بچت

عزیزم خیلی سخته ببینی بچه ات مورد اذیت دیگران قرار بگیره...
ولی سعی کن روی عزت نفسش کار کنی، هر کس یه مدله یکی چاقه یکی لاغره یکی کوتاهه یکی بلند یکی کم مو یکی پر مو و باید خودمونو همینطور که هستیم دوست داشته باشیم و بپذیریم

بهش یادبده خودشو همونجوری که هست دوست داشته باشه این خیلی مهمه....
باید ببری غدد تا عکس سن استخوانی ازش بگیرن..
بهش بگو مهم اینه تو خودت خودتو دوست داشته باشی منم نیست دیگران چه نظری درباره تو دارن...یکی لاغره یکی چاقه یکی کوتاهه یکی بلنده‌‌....مهم اینه درهرشرایطی خودتو دوست داشته باشی

قدش چقده ؟روی کدوم نمودار هست؟

ببرش غدد اطفال حتما
قد خودت و شوهرت چنده؟؟

تخم مرغ اب پز بده بهش یک میله بارفیکس بخر ارزونه از تو دیوار بگو از بارفیکس اویزون بشه شربت ارژی پلاس بخر بده بهش خوب میشه پسر بچه ها یهویی قد میکشن نگران نباش

عزیزم میتونی شیر خشک پدیاشور بگیری خیلی تاثیر داره

ببر داروخانه شربت بگیر براش و اینکه زینک هم روی رشد خیلی خوبه

بهش بگو کوتاه بهترازدرازبدقواره بگو هرکی بهش گفت کوتوله بگه من کوتاهم اما عقل دارم توکه درازبدقواره ای خدابهت عقل نداده فقط قدداده

ببر بیمارستان مخصوص کودکان اونجا هر نوع متخصصی میاد صب میشینه
نداشت متخصص هم دکتر عمومی هم بهش دارو میده آرژی پلاس بده بهش

چه ادمایی بی فرهنگی این چه حرفیه به بچه میرنید احه پسرا یه دفعه رشد مبکنن شهر شما مراکز دولتی نداره مثلا شهر ما داره بهترین دکترا هستن ویزیتش ۴۴ یه بار هم شده جور کن ببر عزیزم

شربت ارژیـپلاس ندادی؟

الهی بگردم
برو داروخانه براش شربت افزایش قد بگیر
عکس زرافه داره روش
یا ببر یه دکتر معمولی براش بنویسه
الان پسر منم خیلی ریزه اما نمیخوام داروهایی که دکتر ای غدد میدن رو بهش بدم . چون اونا اکثرا هورومون ها رو بهم میزنن.

سوال های مرتبط

مامان دلیل بودنم🩷 مامان دلیل بودنم🩷 هفته بیست‌ودوم بارداری
سکانس اول: یه خانم باردار همراه با خواهرش میان تو اتاق سونو، از اولش که میان قبل از اینکه کار شروع بشه دوتاشون هق هق گریه میکنن، اولش فکر میکنم احتمالا جای دیگه سونو کردن و برای جنین انومالی تشخیص داده شده و الان برای اطمینان از تشخیص اومدن، ولی وقتی سونوی انتی رو انجام میدم میبینم نرماله و میپرسم چرا گریه میکردید میفهمم، شوهر بیمار اونقدر استرس برای پسر بودن جنین به زنش وارد کرده که مادر و خواهرش از استرس اینجوری به گریه افتاده بودن، و من میرم تو فکر که چه شرایطی افراد رو اینقدر خبیث میکنه که چنین رفتاری رو نسبت به همسرشون داشته باشن؟

سکانس دوم: خانم حدودا سی و چند ساله ساله ای مادر مسنش رو به تنهایی از روی ویلچر روی تخت سونو میذاره، صبر و متانتش در برخورد با مادر پیرش واقعا توجه آدم رو جلب میکنه، چکاپ قبل از سیتی آنژیو و احتمالا جراحی قلب بعدش هست، نکته عجیب اینکه همون خانم رو چند ساعت بعد همراه آقای مسنی میبینم، صبورانه اون رو هم از روی ویلچر بلند میکنه، بخاطر تکرر ادرار پیرمرد رو آورده، بهش میگم شما چند ساعت پیش نیومده بودید؟ میگه چرا مادرم رو آورده بودم ولی تنهایی نمیتونستم ویلچر پدر و مادر رو همزمان بیارم، مادر رو گذاشتم خونه و پدر رو آوردم. من متعجب میمونم، انسانها چه ظرفیت عجیبی در صبر، کمال وفضیلت دارن، و لقب اشرف مخلوقات چقدر شایسته بعضی ادمهاست، ناخودآگاه یاد اون اقایی میفتم که اصرار داشت بچه اش حتما پسر باشه، اصلا تصوری از اینکه دخترش میتونه چنین انسان پراز فضیلت و کاملی باشه، داره؟

شبخوش❤️
مامان قلبم ♥️ مامان قلبم ♥️ ۴ سالگی
سلام خانوما شوهرم اوضاع مالیش خیلی خوبه در حدی که برای مادرش هم طلا میخره بعد بچه ی منو ببینید فکر میکنید بچه ی یه زن و شوهر فقیره که برای نون شب هم محتاجن... 😔 دخترم مثل بچه های سومالی که از گرسنگی فقط استخون بدنشون مونده شده 😭 ۵ مهر ۴ سالش تموم میشه و وارد ۵ سال میشه ولی وزنش ۱۲ کیلو هست من دیگه چیکار باید برای این بچه بکنم؟ پیش بهترین فوق تخصص غدد کودکان میبرم ۳ تا شربت و قرص داده هر روز میدم اصلا یه ذره هم فرق نکرده اشتهاش صفره اصلا غذا نمیخوره یکماه قبل دکتر برای چکاب کامل‌ هم نوشت ازش گرفتیم سالم سالم هست هیچ کمبودی تو بدنش نداره فقط اصلا رشد نمیکنه 😭 همه چی براش محیا هست همه جور میوه ای هر غذایی آجیل ماهیچه کباب چیزای مقوی ولی نمیخوره چیکار کنم
البته یکی دو ماهه که اشتهاش صفر شده قبلا کم و بیش با گوشی و تلویزیون اینا میخورد ولی اونموقع‌ هم رشد نمی‌کرد قدش هم ۹۳ هست
شما بگین من چه خاکی به سرم کنم؟ یه راهی جلوم بزارین هر چقدر هزینه داشته باشه برای رشد کردن دخترم حاضرم انجام بدم
بنظرتون مکمل های خارجی تأثیر می زاره ؟ پدیاشور و این چیزا
مامان آیهان مامان آیهان ۴ سالگی
مامانا شرایطمو میگم به من بگین من چه کاری بکنم درسته ، پسرم ۴ سالشه ، حرف زدنش در حد جملات ۶ کلمه ای هست ،شعر میخونه نقاشی در حد آدمک ، رنگ آمیزی هنوز درست انجام نمیده ، رنگا رو بلده حیوونا و میوه ها رو بلده اشکال هندسی رو بلده ، وقتی با هم سناش مقایسه اش میکنم میبینم عقب تر از هم سناش هست ، بردمش گفتار درمانی اونجا حالم خوب بود گفتم کم کم راه میوفته شرایط بهتر میشه اما گفتار درمانش هر سری یه چیزی میگفت یه بار میگفت نقص توجه داره یه بار میگفت بی بی دیجیتال یه بلر میگفت مشکل ارتباطی داره و ....آخرشم منو فرستاد پیش همکارش که کاردرمان حسی حرکتی هست پسرم اصلا توجه بهش نمیکرد میزفت بلزی میکرد میگفت نگاه دستور پذیزی نداره در صورتی که پسر من تو خونه هر کاری بگم انجام و گفت پسرت علائم اوتیسم داره ، اون روز من مرگ رو جلو چشمام دیدم ده سال پیش داداش بیست سالمو از دست دادم اون روز برام سخت تر از از دست دادن برادرم بود فقط خدا میدونه چی کشیدم همون روز بردمش پیش فوق تخصص روان پزشکی کودک چند تا سوال ازش پرسید جواب داد صداش کرد جواب داد گفتم گفتاردرمانش گفته توجه اش پایینه گفت براش دارو مینویسم واسه توجه اش گفتم پسر من مشکلش چیه ؟ گفت یکم مشکل ارتباطی داره ارتباط برقرار میکنه اما ضعیف ( پسرم با کسایی که میشناسه خیلی صمیمی هست ولی از غریبه ها خجالت میکشه ) گفتم بهم گفتن اوتیسم گفت نه نگران نباش یکم بی بی دیجیتال شده اونم با چند جلسه کاردرمانی راه میوفته ، ولی من از اون روز دیگه اون آدم سابق نشدم روی حرکات پسرم حساس شدم الان بپر بپر میکنه میگم نکنه اتیسم داره ، دیگه اونجا نبردمش فقط تو خانه رشد انلاین کاردرمانی و گفتار گرفتم ، مهدم ثبت نامش کردم
مامان اقا مهیار مامان اقا مهیار ۴ سالگی
سلام مادراشبتون بخیر من دیروزپسرموبرده بودم پایگاه سلامت همش بهم میگن برای بچه دوم دیره زودتر اقدام کن سن که بره بالای۳۰سال دیگه آدم بچه دار نمیشه باباکرم بشه خیلیییی سخته برای مادریاازاینچیزانمیدونم واقعاادلیلشون چیه همش میخانه به زورادم بچه داربشه یکی نیست بگه بابا خیلی وضع مملکت و اقتصاد پاینویزاخوب هست آدم دلش رغبت کنه به بارداری اونم با اعصاب وروان ما مادرا که همچون یه جوری بهم ریخته هستیم خیلییی دلم گرفت وقتیکه گفت ارسی سالگی بعد دیگه آدم بچه دار نمیشه منکه فعلانه خودم نه شوهرم بچه نمی‌خواهیم وفکرشم نمی‌کنیم به خودم باشه همین یکی بستمه خداسایشوبرام هزاران سال نگه داره ولی حرفشون قشنگ نبود بنظرم و اینکه هرسریع میرم همش میگن بچه دارنمیشی ورابچه دوم نمی‌خواهی یاهمش چرا وپرتای عوارض تک فرزندی رومیگن برام حرفاشون تکراری شده برام بی مزه ها اگربخدا برای وزن وقد بچم نبود یک ثانیه پامونمیزاشتم اینجپرحاهای مسخره وبه دردنخور 😑😐


و اینکه یه سوال دیگه اینکه شما لباسهای نجس بچه هاتون و داخل ماشین میندازین همینجوری یاقبلش آبکشی میکنید بعدمیندازین داخل ماشین؟
مامان مسیحا👼 مامان مسیحا👼 ۴ سالگی
مهد رفتن بچها پر از چالشه که اصلا فکرشم نمیکردم.
اینکه توی خونه کلی طولش داد و گوش نمیداد و بازیگوشی میکرد بماند، بعد که رفتیم اونجا گفت باید تو حیاط بمونیم منم اصرار نکردم بده داخل. بعد فهمید که تو حیاط چیزی عایدش نمیشه. دیگ گفت بریم داخل اما تو پیشم باش. منم موندم پیشش.
مسئله اصلی اینجاس👈توی مهد راکر داشت، میگفت مامان من از اینا میخوام سوار بشم گفتم برو از بچها بگیر. بچم میرفت ازشون اجازه میگرفت🥺 مسیحا میگفت میدی از اینا سوار بشم؟ اونام میگفتن نه🥺 ولی خب بعدش یه راکر خالی پیدا کرد و سوارشد.
بعد یه چیزایی مث پازل بودن که اسمشو نمیدونم پلاستیکی بودن. بچهای پیش دبستانی داشتن با اونا بازی میکردن که نذاشتن مسیحا بازی کنه. مسیحا گفت مامان بچها میگن تو بلد نیستی، گفتم خودت باید بری بهشون بگی که من بلدم. مسیحا هم رفت بهشون گفت من بلدم بااینا بازی کنم. اما یه پسر بچه دستشو تکون داد (که یعنی برو بابا)
یعنی ببین دلم کباااااااب میشد واس مسیحا....امااااا نباید دخالت میکردم✋️
چون توی این مسیری که بچها وارد اجتماع میشن:
با "نه" مواجه میشن،
با بی احترامی مواجه نیشن.
و این خود بچها هستن که هم باید این چیزا رو تجربه کنن و هم اینکه خودشون بتونن از پس بعضی از مشکلات این چنینی بربیان.
با خودم گفتم الان من برم صحبت کنم با بچه ها، اولا اینکه توی کار مربی دخالت کردم، دوما خواه ناخواه پسر من بااین مسائل باید روبرو بشه.
ولی خب بعدش همه چیز اوکی شد، چون اولش مسیحا تمایل داشت با بچهای پیش دبستانی بازی کنه ولی بعد رفت پیش بچهای مهد و اوضاع اوکی شد.
ولی چقدر سخخخخخت بود که تونستم خودمو کنترل کنم نَرَم به اون بچه یه درس حسابی بدم🤨🤨🤨