۵ پاسخ

منم دقیقا تو وضعیت شماام انگاری حرف دلم منو نوشتی.الانم ک مریضی بچه و خودمم بهش اضافه شده .ولی اون شب همسرم از سرکار اومد بچه رو گذاشتم پیشش رفتم حموم حسابی کردم تا حالم بهتر بشه خیلی وقتم بود شیو نکرده بودم .بچه همینه باید یکاری‌کنیم صبا زودتر بیدار یا شبادیر بخوابیم کارای خونه رو پیش ببریم با بچه اصلا نمیشه

شوهرت کمکت نمیکنه؟

بچه داشتن همینارو داره

من یک هفته اس ویروس گرفتم دخترمم خانواده خودم دورن خانواده شوهرمم دشمن یعنی هم ویروس هم پریود هم صدام قطعه کار میکنم غذا میپزم مجبورم غریبی همینه

گلم هیچکس نیست بیاد پیشت ؟

سوال های مرتبط

مامان Avin مامان Avin ۱۷ ماهگی
هنوز نمی‌دونستم خدا آوینمو بهم داده حسرت دختر داشتن روی دلم بود
آخه خودمم یدونه بودم خواهر نداشتم
اصلاً نمی‌دونستم درد دل کردن چطوریه
نمی‌دونم شاید من خیلی مغرورم یا شاید چون خیلی تنها بودم
خداروشکر همسرم خوب بود و هست و دوتا پسر سالم و گل داشتم
اما.....
همیشه خلأ داشتم دلم دختر می‌خواست
به زبون نمیوردم اما ته دلم یه جوری بود انگار خالی بود
شاید از نظر بعضیا مسخره باشه اما من عاشق مادر همسرم بودم
میدونید چرا ؟
چون مثل بچه خودم بهش می‌رسیدم موهاشو شونه می‌کردم میبافتم اگه یه روز نمیدیدمش دلم تنگ میشد براش
یه روز ناخودآگاه گریه ام گرفت جلو بقیه وقتی که دختر خواهر شوهرم برام رقصید و اومد تو بغلم اون موقع یه سالش بود.الکی به همه گفتم از خوشحالی گریه کردم اما دروغ گفتم دلم یه دختر مو مشکی میخواست که برام ناز کنه و منم موهاشو ببافم .
درست یه هفته بعد فهمیدم دختر کوچولوی مامان اومده که همدلم باشه 🥰
وقتی آوین کوچولو رو شش ماهه باردار بودم مادر شوهر عزیزم ما رو ترک کرد برای همیشه 🥺😔 ولی الان یه دختر دارم که هر وقت نگاهش میکنم میگم انگار خدا روح مادربزرگشو در اون دمیده موهای مشکی و چشای مشکی حتی حالت نشستنش 🥰
و امروز من خداروشکر میکنم به خاطر حضور نازنین دخترم که هنوز نمی‌تونه خوب راه بره اما با تاتی کردنش دلم براش ضعف می‌ره 🥺🥰🥰🥰🥰


۱۴۰۴/۰۵/۲۲