۵ پاسخ

توکل به خدا یکم فرصت بده شاید خودش اومد برات تعریف کرد راستشو گفت

گوشیشو چک کن تماس ها پیام هاشو
منم باشم شک به دلم میفته

بعد امروز هی می‌پرسیدم میخندید

هیچکدوم و راست نمیگ خیالت راحت

بعد اومد تخمه هم نخریده بود😒😒😏

سوال های مرتبط

مامان آقا نویان 🩵 مامان آقا نویان 🩵 ۱۰ ماهگی
سلام مامان گلیا شبتون بخیر
میگم نویان بعد از ویروس روزئولا یسری دونه پس گردن و از جلو هم دو طرف زیر گلوش بود ( همینجا ک عکس دادم) (خیلی شدید تر از این بود)
بعد ازین ک کاملا ویروس خوب شد بردمش دکتر گفت شامپو بدنشو عوض کن
منم از ایروکس تغییر دادم به بیبی لند ( میدونم ایروکس بهتره فقط برای اینک ب گفته دکتر عمل کرده باشم اینکارو کردم و داروخانه ام بیبی لند پیشنهاد داد)
خوب نشد دوباره بردم دکتر ، دکترش یه پماد دست ساز نوشت از همون داروخانه بغل مطب گرفتم گفت زیاد نزن خوب نیست در حد یک هفته ده روز کافیه

منم سه روز زدم در واقع بار سوم الکی زدم بار دوم مثل گل شده بود سومی رو جهت محکم کاری زدم دگ دیدم اوکیه قطع کردم ( تازه دکتر گفته بود هر ۸ ساعت من کلا فقط ۳ بار زدم تو ۳ روز)
دو روزه قطع کردم الان دوباره دونه ها برگشتن و هر ساعت شدت میگیرن
اینا از چیه ؟ تجربه ای دارید؟
دوباره پمادو بزنم ؟ یا ببرم دکتر باز؟
راستی از داروخانه پرسیدم کرتون داره؟ گفت نه به مقدار کم اوسرین داره
اویرین مگه بده ؟ که گفت زیاد نزن ؟
مامان صدرا مامان صدرا ۱۰ ماهگی
سلام مامان های عزیز امیدوارم حال دلتون خب باشه
سمانه جانم روند زایمان رو تعریف کرد منم یادم افتاد و گفتم تعریف کنم بمونه
پارت پارت بریم جلو چون طولانی هستش
پارت اول
امروز ۱۴۰۳.۱۱.۳
من ۳۸.هفته و ۵ روز ساعت ۵.۵ صبح کیسه آبم ترکید
و اول با استرس زنگ زدم به ماماهمراهم
که چیکار کنم ماماهمراه من شکوفه رمضانی بود
گفت برو بیمارستان قرار ما برای بوعلی بود رفتم بوعلی منو بستری کردن لباس اینا مو عوض کردم معاینه کردن ۲ سانت بودم دکترم هم فاطمه سروستانی بود هرچی زنگ زدن جواب نداد آخرش زنگ زد خودش گفت بگو بیاد تامین من اونجام
زنگ زدم به شکوفه رمضانی گفتم چیکار کنم گفت تا ظهر تو به سه سانت فکر نکنم برسی بیا تامین منم اونجا شیفت هستم میام پیشت
ساعت ده صبح با انژیو از بوعلی اومدم بیرون هوا سرددددد زمین یخ رفتم تامین
اونجا تا معاینه کنن نامه بستری بگیرم ساعت شد ۱۱.۵ رفتم تو اتاق بستری شدم یه دختر هم همسن خودم اونجا بستری بود
آمپول فشار سرم اینا رو آوردن زدن برام و من خوابیدم
اصلاااا روحن آمادگی زایمان طبیعی نداشتم 🥺
مامان ماهلین و تودلی مامان ماهلین و تودلی ۱۲ ماهگی
سلام سلام ، مامانا بیاین کارتون دارم ...
اول از همه اینکه شما به ابجد اسم و این چیزا اعتقاد دارید ؟ برای انتخاب اسم ارتعاش بررسی کردید ؟ من آنچنان اعتقادی ندارم .
اما سوال مهم ترم😂 :
من‌دو شب پیش به شوهرم گفتم من از اسم هانا خوشم میاد و بذاریم هانا به ماهلینم میاد . بعد نه موافقت کرد نه مخالفت . گفتم ماهورا گفت نه .
حالا دیشب خونه باباش بودیم ، پدرشوهرم گفت من یه چیزی بگم اونو میذارید ؟ گفتیم بگو , یهو گفت بذارید هانا ......
شوهرم اصلا شاخ درآورد. بعد گفت دیگه حالا که بابامم گفت بذاریم هانا . من سر تکون دادم چیزی نگفتم فقط خندیدم . بعد برگشت بلند گفت که من میدونم الان اگه بذاریم هانا ، فائزه تا عمر دارم هی میخواد بگه چون بابات گفت تو گذاشتی هانا😂😂😂😂 بعد موقع برگشت گفت اصلا از هانا خوشم نمیاد بگرد اسم پیدا کن . همه اشم میگه ماهلین رو من انتخاب کردم این‌یکی با توعه فردا روز نگی اسم بچه هامون رو نذاشتی من انتخاب کنم .
حالا موندم تو دوراهی😂😂😂 آیلین کنسل شد برامون دنبال اسم جدیدم .