من با یه دانه دق کردم دستشویی ام میاد وایمیسته یه بار شیرباز میکنه یه بار اونو برمیداره ، نمیدونیم با پدرهاشون کلک کنیم و اخلاقا گندشون تحمل کنیم ، یا بچه ایی رو که فقط سیخ به جان ادم میکنه ، وای چقدر کنجکاو فضول ، حالم بهم میخوره از هرچی بچه
عزیزم براشون داخل ۲ تا ظرف مستقل غذا بکش و بینشون مسابقه بذار هر کی زودتر بشقابش رو تموم کرد
یا به نورا بگو تو آجی بزرگهای بهش یاد بده باید چطور غذا بخوره یه قاشق بذار دهن خودت و به محیا یاد بده چجوری بجوه و بعد یه قاشق بذار تو دهن محیا
چقدر سخت خدا بهت قوت بده واقعا
من کلا از اول بیشتر اوقات مثل بچه مهمون با دخترم رفتار میکنم هر کاری کنه حتی کوچیک ازش تشکر میکنم و اونم همینجوری جدیدا یاد گرفته سر یه کارهایی تشکر میکنه ولی کلا کار خطرناک یا شیطنت اونجوری نمیکنه نمیدونم کارم درسته یا نه مثلا اونقدر گفتم فلان کار خطرناکه همسرم میگه ترسو بار میاری خودشم محتاط شده
بیشتر بازی های فکری باهاش میکنم یا خاله بازی هیجانی و اینا نداریم زیاد
نیلا میاد تو دسشویی آب باز میکنه میریزه سر من یا پی پی میکنه من نمیفهمم خودم دارم چ غلطی میکنم دستمو میشورم دسشو میگیره زیر دست من بعدم نمیذاره برم بیرون میگه اول من برم بعد تو اونم هر وقت بخاد اگر زود بیام گررررریه باید بری تو اول من بیام بیرون درکت میکنم هیچکس نمیتونه بگه شغلش از مادر بودن سخت تر وحشتناک ترخ
دخترمنم میرم دستشویی میاد میزنه در دستشویی جدیدا یاد گرفته در رو هم باز میکنه
خسته نباشی مال تو دوتاس تو این شرایطی مال من یدونه هس بازم همینجوریم
خودت سخت میگیری
نورا رو بزار مهد حداقل بتونی یکم با آرامش به محیا برسی و بخوابونش به خودتم وقت بزار
عزیزم من پسرم ماه بعد سه سالش میشه واقعا خدا قوت بهت سخته دوتا بچه پشت هم
عزیزدلم بخدا منم تو همین شرایطم ولی میتونم بفهمم چقد با دوتا اذیتی ولی میگذره تموم میشه فقط یه توصیه دوستانه پیش هیچکی غرنزن فقط اینجا بگو تموم من پیش مادرشوهرم غر زدم رفت اومد گفت خداروشکر کنین بهتون پسر نداد پسر شیطون تره بچه رو دیوونه نکن هرکار خواست بکنه بکنه گفت گفت گفت آخرسر برگشتم جوابشو دادم با شوهرم دعوامون شد
درکت میکنم بچه های منم شیربه شیر بودن الان دیگه بزرگ شدن
بعضی وقتا دلم واسه اون روزا تنگ میشه
یکی دو سال دیگ همه چی بهتر میشه. بله که حتما زود تموم میشه
بله ک اینم مثل مابقی سختیا میگذره
اصلا کدوم سختی ای موندگار شد ک این دومیش باشه
عزیزم الان سخته بعدش بخدا شیرینه دوتا خواهر با اختلاف سنی کم که همدم همدیگه میشن بعدم الان تو عکس ماشاالله هم خوشگلن هم هیکلشون واقعااا خوبه و ضعیف و نحیف نیستن کم میخورن اما همون کم گوشت میشه به تنشون
خداقوت
وایی دختر من ۲ نیم سالشه اندازه چند تا بچه شوخه بخدا دیونه شدم
عزیزم کم کم دخترامون بزرگ میشن ان شاالله کمک دستمون هم میشن خدا حفظشون کنه
خیلی سخته دوتابچه پشت سرهم
خدابهت توان بده
دخترمنم ی واسه خوردن منودیگ کشته
درکت میکنم خیلی سخته
تازه من یکی دارم ولی همش چسبیده بهم
پس مگ محیا اشتهاش خوب نبود!؟؟
عزیزم درکت میکنم منم گاهی دسشویی میرم علمی😂سختیه ی مدت خداروشکر کن ک دوتا دختر سالم داری
یکم بزرگترشن بهترمیشن
خداقوت عزیزم هممون تو این شرایطیم😘تحمل کن چون چاره ای نیس
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.