۴ پاسخ

مشکل پسرمنم همینه

باید یجوری براش داستانی کنی من خودم برا دخترم اینجوری میگفتی که اون باباشه اون مامان می‌رن خونه هاشون خودش آب میریخت میرفت بعد بای بای میکردیم تا اینکه کم کم ترسش ریخت وگرنه اولش یبوست گرفته بود از ترس

باید باهاش حرف بزنی در مورد پی پی که ترس نداره حتی بگی که چقدر باحاله خیلی خوشگله🤦‍♀️🤦‍♀️🤦‍♀️بگی پی پی کن بندازیمش سرررررررر بخوره بره پیش دوستاش.بغلش کنی موقع پی پی کردن که نشسته رو لگن.کلی مسخره بازی که خوشش بیاد و دیگه نترسه

مشکل منم هست 😬

سوال های مرتبط