۲۰ پاسخ

والا بچه منم همینه فقط سعی کردم خونه رو براش امن کنم کابینتای پایین رو قابلمه و ظروف پلاستیکی گذاشتم که کم خطر باشه اونایی هم که داخلش شکستنیه چسب زدم گلدونا همه رو گذاشتم پشت پنجره جلوشم مبل گذاشتم برای پریزای برق هرکدوم پایین بوده چسب زدم
در های جاکفشی رو چسب زدم
بچه تو این سن کنجکاوه
شما هم خونه رو امن کن بچه رو رها کن
برا پله ها هم حفاظ بزن ک ترسی نداشته باشی
این طفل معصوما ک نمیدونن چی خوبه چی بد سنشون جوری نیست بگی بشین بشینن

هعی🥲🥲تنها نیستی خواهر پسر منم همینه خیییلی اذیت می‌کنه کشو ها رو باز می‌کنه لباسارو می‌ریزه بیرون دست به پریز برق میزنه تا کمر میره تو لباسشویی در یخچال ک باز میشه دیگه گریه می‌کنه نمیزاره ببندم
منم دیونه شدم بخدا 🤕🤕

خب کابینت هارو ببند جاکفشی رو ببند
ما همه همین کارو کردیم دیگه

من دیروز با شوهرم کل خونه رو جمع کردیم فقط راحتی که پایینه خونه رو گذاشتیم مونده و یه فرش بقیه وسایلو یا گذاشتم بالای خونه مبلای استیلو گذاشتم جلوش که نتونه بره یا گذاشتم تو اتاق ...الان خیلی راحت شدم

همه ی بچه ها همینن..کابینت و پریز برقو پله واسشون خیلی جذابه..من روی پریزا محافظ زدم..کابینتارو قفل کودک گرفتم..همه ی وسایل دکوری خونه رو هم برداشتم ک هم بچم راحت باشه هم خودم

شرح حال منو گفتی عزیزم
چکار میشه کرد باید فقط سوخت و ساخت تا این دوره بگذره..من همه کابینتهارو با بند بستم
تلویزیونو رو دیوار نصب کردیم..جاکفشیو هم با بند بستم
جدیدا دیگه فقط گیر داده به لباسشویی حالا نمیدونم چه غلطی کنم لباسشویی دیگه هیچ راهی نداره..تا میرم در کابینت باز کنم سریع بدو بدو میاد باید تا اون نیومده سریع با بند ببندم دوباره🥴دریخچال باز میکنم سریع میاد باید تا نیامده کارمو انجام بدم..میرم سر گاز میاد از پام آویزون میشه که بغلم کن..میرم بیرون گریه میکنه بعضی وقتا که وضعیت اظطراریه برادستشویی با خودم میبرمش
خلاصه بگم که به معنای واقعی پاره و پوره شدممممممم😪

پسر منم همینه خواهر ظرف نزاشته واسه من همه رو شکسته

خب بچه ها که همینن دیگه، منم همش دنبال دخترمم، خسته میشم ولی ناراحتی نداره که.

فکر کنم من دیوونه ام پس.
بچم شیطنت میکنه میشینمو تماشاش میکنمو لذت میبرم

اره ملومه ک همینن ولی من اصلا حرص نمیخورم واقعا.انگشتش توپریز جانمیشه.و اینکه دیگ رورویک تواین سن کاربردی نداره

بله همبنطوره تازه پسر من از 9 ماهگی هم راه افتاد دیگ الان کلا دیگ غیر قابل کنترله

پسر منم انقدر ظرف هاب کابینت هامو شکونده حد نداره😕

اینا همه دوره داره کم کم از سرش میفته

همه همینننن وضع هممون همینه عزیزم حرص نخور منم بخدا الان خوابید درازکشیدم کف پام و کمرم تیرمیکشن انقدر بالا پاینش کردم

بچه کلا همینه عزیزم. پسر منم همینه. ی لیوان آب نمیتونم بخورم ولی عصبی نمیشم ناراحت نمیشم بچه همینه فقط مراقبشم خودش جایی نزنه ازم می‌خواد کنارش بشینم بازی کنه نمیزاره ناهار بزارم ی تایمی میخوابه سریع کارام می‌کنم صبوری کن حوصله کن

دخترمنم همینه کل لیوانای کافی بارم ثزده شکونده🤦🏻‍♀️

😅😅حرص نخور همشون همینطورن رادین دقیقا همه اینکارا انجام میده اما چاره ای نیست کنجکاو و باهوشن باید صبر کنیم این دوره هم تموم بشه

وای انقد امروز خستم کرده معدم درد میکنه

پسر من هر روز ظرف میشکنه

دختر منم همینقدر اذیت میکنه
سعی کن اروم بشی
یخورده هم به خودت برس خیلی تو روحیه تاثیر داره
من قبلا خیلی عصبی میشدم اما از وقتی ک به خودم میرسم و خرید میکنم و برا خودم وقت میزارم اروم تر شدم

سوال های مرتبط

مامان امیران (🦁💙🦁💙) مامان امیران (🦁💙🦁💙) ۱ سالگی
دیروز توی مهد پسرم وقتی پایین پله ها منتظرش بودم رفت که دمپایی هاش رو بذاره توی جاکفشی و کفش هاش رو بپوشه تا بریم که یهو طبق عادتش کفش هاش رو از اون بالای پله ها پرت کرد پایین 🤦🏼‍♀️

همه بچه ها توی حیاط بودن و داشتن کفش میپوشیدن، کفشی که پرت کرد با یه فاصله خیلی کمی از پشت سر یکی از بچه ها رد شد. وقتی اومد از پله ها پایین بهش تذکر دادم و گفتم که «مامان جانم قبلا هم‌ گفتم بهت این کار خیلی خطرناکه ممکن خدایی نکرده به یکی از بچه ها بخوره و آسیب ببینه و هم دوستت خیلی ناراحت بشه هم خودت، خاله آرزو هم همیشه میگن بچه ها پایین کفشاشون رو بپوشن، بعد یواشکی به خاله آرزو هم گفتم که از این به بعد حواستون به امیرحسین باشه تا خواست کفش بپوشه حتما بیاد پایین چون میره اون بالا و کفش ها رو پرت میکنه!»

تا خواستیم بریم یهو یه مامانی از اون طرف حیاط با عصبانیت اومد و گفت «آقا پسر دفعه آخرت باشه ها ! برو خدا رو‌ شکر کن به سر بچه م نخورد وگرنه حسابت رو میرسیدم» . برگشتم بهش گفتم «خانم محترم من خودم اینجا هستم و تذکر لازم رو به پسرم ‌دادم، خداروشکر که دخترتون هم آسیبی ندید، بعدم کفشه ! پاره سنگ که نیست ! اگرم لازم میدونین که تذکر بدید باید به خاله آرزو بگید تا باهاش صحبت کنین نه اینکه شخص شما با این لحن با پسر من حرف بزنین !»
(ادامه ش توی کامنت)