۴ پاسخ

من با احساسات الانش خیلی راه میام میزارم دوره رشد و خواسته های طبیعیشو طی کنه، سخت نمیگیرم بهش هی بکن نکن نمیگم،الانم وقت ادب تربیت کردنش نیست چون درکی از ادب نداره ولی یه سری اصولو بهش یاد دادم ولی که بیشتر تقلید میکنه که تسه این سن طبیعیه، یه حقو حقوق هایی هم داره تو خونه که منو باباش باید رعایت کنیم که همه اعضای خونه حالمون خوب باشه تو خونه،باهاش خیلی مسخره بازی درمیارم بگو بخند دارم،وقتایی که چیزی و نمیخواد بهش تحمیل نمیکنم حتی خوابیدنش تو اون لحظه بهش گیر نمیدم،به اینکه اصلا حرفای بد نشنوه مثل فحش ب ام کم رنگ تر شده چون جلوی دان آدمارو نمیشه گرفت که الان تو این موقعیتی که بچه من هست حرف بد نزنید نمیشه همه رو کنترل کرد ولی همینکه خودمو شوهرم نگیم بیشتر برام اهمیت داره و رعایتم میکنیم چون ما الگوی رفتاریش هستیم نه دیگران،ولی خوب در کنار همه اینا مادر احمقی نیستم بچه سوارم بشم

احترام،یعنی تو اوج عصبانیتشم بهم میگه شما منو اذیت کردی🤣کلا از بس نوراخانوم صداش کردم فکرمیکنه اسمش نورا خانومه،یکی بهش بگه نورا خودش میگه نه نوراخانوم

زیاد نه بهش نمیگم،میزارم هرچیزی رو تجربه کنه و خودمم کنارش قرار میگیرم ک خطرنداشته باشه،خیلی بهش رو نمیدم چون باید از بزرگتر حساب ببره

امر و نهی نکردن زیاد
استفاده از کلمات مناسب در حرف زدن
تشویق به موقع و بدون افراط
داد نزدن در محیط خانه
بی توجهی در مقابل خواسته های بی جا

سوال های مرتبط