مامان فاطمه مصطفی مامان فاطمه مصطفی ۲ سالگی
مامانا پسرم خیلی گریه می‌کنه سر هرچیز کوچیکی درحال عر زدنه وقتی هم عصبی بشه می‌ره در یخچال در یا در کابینت ها میکوبه هزار بار گفتم نکن مامان خراب میشه ولی انگار ب در دیوار میگم آدم تحملش تموم میشه واقعا ۳ سال دخترم اینجوری بود الان ی ذره دخترم بهتر شده پسرم داره هر روز بدتر میشه دخترمم گاهی ازین کارا می‌کنه درحال گریس
واقعا دیگ از بچه متنفر شدم چیه آخه بیاد تو زندگی اعصاب برینه اینقدر آدم عصبی شدم مثل قبل صبر تحمل ندارمم می‌دونم بچس ولی دیگ تحملشون ندارم واقعا دارم زده میشم ازشون وقتی ۳ سال دخترت هر روز همینجوری باشه تا میگی وای بهتر شده اون یکی شروع بشه دیگ آدم نمیتونه صداش کنترل کنه
گاهی با همسرم بحثم میشه چون اون عمل مغز داشته زیاد نمیتونه خودش. کنترل کنه بیشتر بیروناست منم اعصابم خورد میشه میگم بشین پیش بچه هات عشق بچه داشتی بیا اینم بچه اونم میگه من تحمل ندارم دیگ بدتر کفری میشم توروخدا ی راه حلی بدید دیگ تحمل نمیتونم بکنم دلم میخواد بدم باباش برم ی جای دور از همچی دور باشم 🤦