مامان جانان مامان جانان ۲ سالگی
مامان ♥فاطمه سادات♥ مامان ♥فاطمه سادات♥ ۲ سالگی
قسمت ۴۶
داداشم دید نه انگار بابام از خونه نمیخواد بره بیرون زنگ‌زد ۱۱۰ اومد
من سریع در قفل کردم پشت پنجره داشتم گوش میدادم ببینم چی میگن
بابام گفت اینجا خونه من و زنمه منم نمیخوام بچه هام اینجا باشن میخوام باز زنم ۲تایی زندگی کنیم
خلاصه حرفاشو زد رفت کنار
داداشم گفت مادرم چند سال پیش این صحنه هارو دیده بود خونه رو زد بنام منو خواهرم الان نصف خونه برای من و نصفش هم برای خواهرمه ما از پدرمون شاکی هستیم که چرا اومده خونه منو خواهرم
بابام گفت نه دروغ میگن و.... داداشم گفت سند داریم
مامور گفت اگه دارین بهش ۲۰میلیون بدین بذارین بره پی کارش این دنبال پول هست بابام سریع گفت نه ۲۰میلیون در قبال ۲۰۰متر خونه پولی نیست ۵۰۰میلیون میخوام
داداشم گفت این خونه دیگ نه برای توئه نه برای مامان برو هرکاری دوست داری بکن
فقط از پنجره بهش گفتم خوش اومدی هری
مامور گفت قانونی شکایت کنین تا دیگه هرگز نیاد خونتون
من دلم دیگه با پدرم باز نمیشه حتی دنیارو هم‌بریزه ب پام انقدر ازش تنفر دارم ک هیچی دیگه واسم از اون ادم مهم نیست
ظلم خوب نیست مادر من مظلوم بود از بابام و زن دومش ظلم دید اما آه مادرم اونارو گرفت پدرم اواره کوچه خیابونا شده و زنش سرطان سینه گرفته و سینه هاشو بریدن
آواتار مامان فسقلی مامان فسقلی فسقلی ۹ ماهگی
زیر نظر پزشک با مشورتش دوباره اقدام کن چرا نشه