منم میگفتم چجوری از دخترم دور باشم .
بعد زایمانم تو حال خودم نبودم یکم درد داشتم . زیاد نگران دخترم نشدم یه بار فقط باهاش حرف زدم .
زیادم سخت نیس خیلی زود میگذره .
من گریه میکردم . فیلم بردار خداروشکر تو اتاق عمل بود خیلی آرمم کرد خیلی با حرف هاش انرژی داد بهم .
من اسپیرین هم خورده بودم تو بارداری احتمال خونریزیم بالا بود .
سر دخترم اصلا ترس نداشتم .
کاش یه تخت هم واسه بچه های اولمون میذاشتن باهمسرامون خدایی یه شبه چیه مگه مثل هتل
دعا کنید تواطاق عمل استرس شدیدنگیرم چون فوبیا دارم شدید
من الان بستریم دخترم پیش خواهرمه .همش زنگ میزنه گریه میکنه.ازیه طرف ازفرداعمل میترسم
آخ گفتی من از روزی که فهمیدم دوباره دارم مامان میشم دلم پیش این یکیه که من یه روز نیستم پیشش چیکار کنیم هر دو بدون هم
خواهر الکی به خودت استرس نده
بگو سرگرمش کنن باهاش بازی کنن خسته بشه زودبخوابه
یه شبه دیگه
درک میکنم حالتومنم تجریه کردم
پیش کسی بزار ک زبونشوبهترمیدونه وسرگرمش میکنه
میبینی حجوری سرش گرم میشه ک فوری میگذره
الهییی بسلامتی انشالله دنیا بیاد عزیزم
دخترت چندسالشه😍
من و تو یک وضعیم من دو هفته دیگه
از ترس و استرس هم خوابم نمیبره همش خواب میبینم بخیه های شکمم باز شدن😢😭
یادش بخیر. منم داشتم این استرس و. ولی صبح رفت پیش مامانم. مهمون داشتن کلی بازی کرد و رقصید چند بار هی زنگ زدم تصویری حرف زدم دیدم. بغل مامانم خوابش برده راحت. .
صبم ک ۹ اومدم خواب بود بچم. بیدار شد بودم 🥹
از فردا بزارش پیش کسی ک میخای بزاری
عزیزم پسر منم ۸سالش بود چون شهر غریبم
شب زایمانم موند پیش دوستم
خیلی استرسش و داشتم خیلی وابسته من بود یعنی روزی ک اومد بیمارستان ملاقات من اصلن سمت نی نی نرفت مستقیم اچمد پیش من بعد پیش دوستم کلی گریه کرده بود ک مامانم گناه داشته شکمش زخم بود
دقیقا منم بچم دوسالشه بغل هیچکس بند نمیشه همیشع خودم بودم پیشش دارم دیوونه میشم هرچی نزدیکتر میشم😫
آخ نگووو منم بچم یکسالشه 😭😭نمیدونم چکار کنم خیلی بهم وابسته 😔😔
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.