۲ پاسخ

چقدر حرفات حرفای دلم منم هستش منم دلم برای تک تک این اتفاقا تنگ میشه خیلی، بهش فکر میکنم بغض میکنم مثل الان ،و منی که روزهای آخریه که دختریم تو دلمه . انشاالله نینی هامون سالمو سلامت به دنیا بیان زیر سایه امام زمان

چقدر قشنگ توصیف کردی این روزارو😍انشالله ب سلامت بغلش بگیری گلم

سوال های مرتبط

مامان دلبرکوچلو🧿🧸 مامان دلبرکوچلو🧿🧸 روزهای ابتدایی تولد
پسرم، نیمه‌ی جانم،
شاید ندانی که هر بار سوزِ سوزن و دردِ امپول، برای من چقدر ناچیز است؛ در برابرِ نگاهِ تو، تمامِ رنج‌های جهان هم کم می‌آید.
می‌دانی، بعضی وقت‌ها که دست‌های کبودم را نگاه می‌کنم یا وقتی از دردِ آمپول‌ها نمی‌توانم شب‌ها بخوابم، فقط به تو فکر می‌کنم.
اصلاً مهم نیست که چقدر امپول‌های «آنوکسا» درد دارند، یا چقدر سوزششان در تنم می‌پیچد. اصلاً مهم نیست که دست‌هایم چقدر کبود می‌شود یا چقدر از شدت درد، آرام و قرار ندارم. تمام این‌ها در برابرِ یک چیز، کاملاً بی‌معناست: سلامتی تو.

هر بار که سوزن در پوستم فرو می‌رود، با خودم می‌گویم: «باکی نیست، این درد، راهی است برای اینکه خون در رگ‌های پسرم جریان پیدا کند. این درد، یعنی دارم به او زندگی می‌بخشم.»

هیچ‌کدام از این‌ها برای من معنایی ندارد. کبودیِ دست‌هایم، بهایی است که با کمال میل برای سلامتی تو می‌پردازم. سوزشِ هر آمپول، تنها نشانی است از اینکه من دارم برای تو می‌جنگم.

هر بار که درد در تنم می‌پیچد، فقط به صورتِ تو فکر می‌کنم؛ به آن لبخندهای کوچکت که تمامِ دنیا را برایم روشن می‌کند. من هر دردی را به جان می‌خرم، هر شب بی‌خوابی را تحمل می‌کنم و هر بار که زیرِ سرم می‌لرزد، فقط یک آرزو دارم: اینکه تو در سلامتِ کامل، با بدنی استوار و جانِ تازه، پیش من باشی.

اگر این دردها، یعنی خون‌رسانی به رگ‌های تو و جاری شدنِ زندگی در وجودت، پس من با تمامِ وجود به جان می‌خرم. من این دردها را دوست دارم، چون راهی است برای رسیدن به تو؛ برای دیدنِ تو که سالم و سرحال، در آغوشم باشی.

پسرم، من برای تو هر دردی را به جان می‌خرم، چون تو تمامِ زندگیِ منی...
مامان مروارید مامان مروارید هفته سی‌وهشتم بارداری
برای ۲۸۰ روز، او از خودش می‌گذرد تا زندگی تازه‌ای را در درونش بسازد 🤰🏻
برای ۹ ماه کامل، تمام وجودش را وقف موجودی می‌کند که هنوز حتی او را ندیده است.
بدنش تغییر می‌کند... شکمش کش می‌آید، پوستش خط می‌خورد، روحش قوی‌تر می‌شود، موهایش می‌ریزد، دندان‌هایش ضعیف می‌شود، ذهنش گاهی خسته می‌شود.
دانشمندان می‌گویند مغز مادر تا ۴ درصد کوچک‌تر می‌شود، اما در واقع، قلبش چند برابر بزرگ‌تر می‌شود... ❤️
و بعد از زایمان...
همه چیز در یک شب تغییر می‌کند. هورمون‌ها فرو می‌ریزند، اشک‌ها بی‌دلیل جاری می‌شوند و درست همان‌وقت که جامعه از او انتظار دارد شادترین باشد، او در درونش تنها، خسته و گاهی شکسته است.
اما با تمام این سختی‌ها...
با تمام دردها، بی‌خوابی‌ها و اشک‌هایی که کسی نمی‌بیند، او باز هم می‌گوید: «ارزشش را داشت.»
و اگر لازم باشد:
او دوباره همه چیز را از نو شروع می‌کند.
برای عشق.
برای فرزندش.
مادر بودن، زیباترین ازخودگذشتگی دنیاست. 💕🌷