۴ پاسخ

مرسی ممنون . نمیدونم چرا استرس گرفتم والا . انقد دور اطراف شنیدم نمیدونم میگن بچه رد بردیم تل گیری و فلان از اون میترسم

زیاد سخت نگرفتی؟
اگه تو گلوش مونده بود که بچه یه واکنشی داشت
به نظرم خیلی وسواس گرفتی اون تخمه راحت رفته پایین فردا هم از اون طرف میلد بیرون

عجب حرفی میزنید معلومه رد شده
اگه خدایی نکرده رد نشده بود شروع میکرد به سرفه کردن
ماشاالله پسرتون بزرگه ..
تخمه چیزی نیس رد میشه ..
الان تو معدش هضم هم شده

آره رد شده دیگ اگ‌رد نشد بودخدایی نکرده خفه میشد

سوال های مرتبط

مامان آرین مامان آرین ۱ سالگی
خدا پسرم برام دوباره داد بهم
خدا خودش کمکم کرد
هیچی نمتونم بگم فقط خدایا شکرت 😭😭😭

عصر چای ریختیم اومدم بخوریم پسرم قند برداشت دو تا یکی دستش بود یکی گذاشت تو دهنش هر بار میخوره منم چیزی نگفتم چون یکی کوچلو برمی‌داره یا با چای میخوره
گذاشت دهنش رفت اونطرف بالش بود دراز کشید یهوی دیدم خفه میشه بلند شدم از پشتش آنقدر زدم بالا بیاد نیومد گیر کرده بود نه می‌رفت بالا نه پایین کلا صداش در نیومد کبود شد پسرم 😭😭
از پشتس زدم به اورژانس زنگ زدیم جواب ندادن پسرم صداش در نیومد کبود شد شوهرم با دستش گلوش پایین کشید کمی از دهنش خون اومد دیدم دیگه دست پا میزد اصلا نمتونست نفس بکشه مردم دیگه خودم جون میدادم گفت دیگه بیا بچه رو از دستم رفت شوهرم آب داد بهش منم خودمو کتک میزدم داد میزدم
شوهرم آب داد با انگشت فرو کرد دهن بچه قند هل داد رفت پایین نفس در اومد بعد گریه کرد😭😭😭
من چیزی دیگه نفهمیدم دستم بی حس اصلا افتاده رو زانوم بی حس خودمو کتک میزدم گریه میکردم شوهرم گفت خوبه ببین
وای خدا چی کار کنم انقدر گریه کردم پشت پسر مو باز کردم دیدم کبود شده انقدر از پشتش زدم کبود شده 😭😭
الآنم فقط گریه که چرا اینطوری زدم دستم بیافته مامان چرا زدم
عذاب وجدان دارم خدایا چی کار کنم
بچه ام نمتونه چیزی قورت بده گلوش زخم شده چیزی نخورد هیچی فقط آب وشیر دادم بهش کمی فقط موز نرمه دادم ببینیم می‌تونه بخوره کم خورد
آب دهنش قورت میده میترسه گریه می‌کنه دستش رو میذاره گلوش
خدا به سر هیچ مادری نیارع خدا با بچه امتحان نکنه 😭😭😭
خیلی اشتباهه من هر بار گفتم میخوره دیگه ولی کار ی بار میشه چیزی زمین نمیزارم ولی با قند میخواست خفه بشه
آرین خدا داد خودش نگهدارش باشه 🤲
مامان نیک مامان نیک ۲ سالگی
میخوام یه چیزی بگم شما هم افسرگی میگیرید
فقط مامانای که بچشون بد غذای بخونن
منکه انقد عصبی هستم میخوام خودمو چاقو چاقو کنم
😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
امروز دوستم اومد اینجا با بچش تقریبا هم سنن با پسرم
ساعت ۱۱ اومد تا الان پسرش صبح خونه بهش خامه گوسفندی با مربا فتیر محلی داده بود خورده بود موقع که اومد دستش یه رانی بود داشت میخورد 😭😭😭😭 ناهار پلومرغ بود دو تا کفگیر بزرگ یه نصف رون کامل تا تهش خورد پسر من هیچ فقط نگاه 😭😭😭😭😭 یه کاسه پر ماست خورد دلستر خورد بعدش میوه اوردم یه موز کامل یه کاسه بزرگ زردالو هلو 😭😭😭😭 بعد چای اوردم ده تا بیشتر ابنبات خورد خرما خورد شکلات ژله ای ۶ تا دونه خورد پسرممممم من هیچچچچچچ فقط نگاه 😭😭😭😭 یه بسته چیپس بزرگ خورد اخرم یه تانکر شیر خورد دیگه رفتن وگرنه هنوز داشت میخورد
وووااای من حرص خوردم حرص خوردم خدااایا چی میشد بچه منم فقط غذاشو میخورد 😭😭😭😭😭😭😭😭
افسردگی گرفتمممم پسر من حتی یه لقمه نخورد حرصم گرفت ب ذور ریختم دهنش همه رو تف کرد شروع کرد به گریه 😭😭😭😭😭😭
اگه یه ساعت دیگه می موندن بچه منم میخورد 😭😭😭😭