۱۰ پاسخ

مثلن پسر من ممکنه بگه نمیپوشم ده بارم بگه منم بگم نه باید بپوشی سرده
توی راهم هی بگه دربیارم؟دربیارم؟

ولی اینکه منو بزنه نه همچین چیزی نداریم اصلن.
نهایت خیلی مقاومت کنه میگم خب نمیریم مهد بشین خونه دوستات بازی کنن تو بمون تنها

محل نده یبار اونجوری کرد بیخیال شو برو ببینه اهمیت نمیدی بلند میشه میاد ولی حواست باشه ریز که اتفاقی نیفته وجوری نشون بده که فکر کن توجه نکردی

پسر منم ب زور میپوشه

باهاش نجنگ بگو بیا با هم کاپشن بپوشیم یا فلانکار بکنیم کم کم از جنگیدن دست بر میداره
اگر ۵ سالش هست ببرید بزاریدش پیش دبستانی یک خیلی تاثیر داره

نگران نباش این سن اوج لجبازیه بچه ها هست هر کدومشون یجور لجبازی میکنن تو این سن

یه بار بهش بگو بیا بپوش اگه نپوشید بگو باشه ولی بیرون سرده سرما میخوری، یه بار بدون کاپشن ببرش بفهمه هوا سره خودش دفعه بعد میپوشه اصلا اسرارش نکن بد تر لج میکنه

شاید از تو پیروی نمیکنه به باباش بگو امتحان کنه. دختر من با باباش بیشتر مچه

لجبازه باهاش دستوری حرف نزن

مهد نمیره؟

شاید لوسش کردین

سوال های مرتبط

مامان مهرسام مامان مهرسام ۵ سالگی
فرزند پروری.پوشک شیرخشک
سلام دوستای گلم امیدوارم که حالتون خوب باشه من که اصلا حالم خوب نیس خیلی اذیتم.فشار سه تا بچه یه طرف شوهر نادونم یه طرف.اصلا کمک حالم نیس بدتر باریه رو دوشم.فک کن عصر هر سه تا بچه ها بهونه می‌گرفتن و گریه میکردن سام حاضر میکنم غر میزنه بیابچه رو بگیر نمیخواد شام بیاری اومدم گرفتم میگه اونو بزار زمین شام بیار.ازونور دخترم گریه میکرد دوساعتی بود از خواب بیدار شده بود بهونه و گریه کلافه شده بودیم ولی من حوصله میکردم قاطی کرده بچه رو برده گذاشته بیرون میگه برو خونه عزیز گریه نکن پسرمم ترسید از حرکت شوهرم یا مثلا به دخترم شام میدم گرسه میکرد برداشته ظرف غذای بچه رو پرت میکنه داد میزنه گریه نکن.بدتر دیوونه می‌کنه بچه هارو. ازونور دومتر زبون داره به من فحش میده که تو زنیت نداری برنامه ریزی نداری وگرنه ساعت نه شده شام نیاوردی و ... واقعا خدا بهم رحم کنه چجوری با این آدم بی منطق می‌خوام این بچه های قد و نیم قد و بزرگ کنم