چون بچم زود دنیا اومد گفتن مشکل تنفس داشت بردن گذاشتن دستگاه من همچنان باز بچمو نتونستم ببینم هی داد و گریه میکردم گفتم بچمو میخوام ولی بچمو با آمبولانس بردن بیمارستان دیگه ک دستگاهاش پیشرفته بود گفتم منو مرخص کنید برم بچمو ببینم ولی گفتن تا شکمت کار نکنه مرخص نمیشی . من روزی که از عمل درومدم افتضاح درد داشتم ولی اونایی که سر بودن از کمر اونا حالشون بهتر بود ولی اونی ک بیهوشی بود مث من حالشون تا فردا صب بد بود خیلی درد کشیدیم تا میتونید سر کنید اونایی ک میخوان سزارین کنن . خلاصه من ظهر مرخص شدم رفتم بچمو دیدم ولی چون چیزی نخورده بودم شیرم نمیومد از دستگاه دراوردن ولی امروز گفتن میبرنش تو پخش ب احتمال زیاد اگه خدا بخواد فردا مرخص میشه.‌ فقط توروخدا استرس نگیرید اگ واقعا سزارین میخوایید حتما سر بشید بیهوشی خیلی بده دردش از سر بدتره من ن نتونسم بچمو ببینم هم این ک دردم خیییییییییلی زیاد بود خیلی ولی انشالله هرکس عمل میکنه با بچش باهم مرخص بشن 😭

۶ پاسخ

عزیزم بیمه بودی چقدر شد هزینه زایمانت؟

تحمل کن عزیزم خداروشکر که سختیا میگذره
آمپول ریه زده بودی یا نه وزن نی نیت چند بود؟

امپول ریه زده بودی؟ دقیق چند هفته بودی؟ 🙂

عزیزم مبارکه کدوم بیمارستان بودی؟ منم دخترم۳۸ و۲ روز اومد اما واسه تنفس تند و تپش قلبش ۳ روز بستری شد ان ای سیو درکت میکنم همش منتظر بودم بیارنش بخش پیشم ولی نیاوردن خیلی حالم خراب شد. میگذره عزیزم قدمش مبارک🥰

انشاالله زود مرخص شه باهم برین خونه عزیزم

عزیزم چند هفته زایمان کردی ؟

سوال های مرتبط

مامان اِلآرا 🩷 مامان اِلآرا 🩷 روزهای ابتدایی تولد
پارت (۳)
+زایمان سزارین +
خلاصه بهم گفتن بلندشو راه برو و بدترین قسمت ماجرا اینجا بود خیلی خیلی بد بود اینجا واقعا فهیمدم که چقد سخته مادر شدن
با بدبختی با کمک مادرم تا لب تخت اومدم همین که یه پامو گذاشتم زمین فشارم افتاد جلو چشام از درد زیاد تار شد
و مامانم منو سری گرفت دیگه هیچی نفهمیدم فقط یه لحظه دیدم پرستار بالا سرمه هی صدام میزنه میگه خوبی با سر گفتم آره
دیگه همش گریه میکردم که نمی‌خوام راه برم و اونا میگفتن حتما باید راه بری خیلی سخت بود
دیگه دوبار بعد اون‌هی تلاش کردم راه برم نتونستم دوباره ضعف میکردم دیگه پرستاره اومد گفت مشکلی نداره امشبو بگیر بخواب فردا صبح حتما راه برو منم از خدا خواسته گرفتم خوابیدم فردا صبحش با بدبختی یکم راه رفتم ولی خیلی درد داشت واقعا دردش زیاد بود چند قدم برداشتم و نشستم گفتن خوبه و ظهر گفتن مرخصی ب شرط اینکه مدفوع کنی خیلی سخت بود نشستن و مدفوع کردن ولی با بدبختی این مرحله رو هم رد کردم و مرخص شدم . تو ماشین که نشستم با هر ترمز و دست انداز من فقط جیغ میزدم
درد داشتم واقعا رسیدم خونه شیاف گذاشتم آروم شدم یکم ولی کم و بیش درد بود ولی قابل تحمل بود
در کل بستگی ب آستانه تحمل درد خودت داره من کلا سوسول بودم یه آمپول میزدم زار زار گریه میکردم .
خلاصه از اینجا ب بعد هی دردام کم شد و بهتر شدم ولی شیاف گذاشتم تا سه روز الان هم درد دارم ولی کم در حد سوزش بخیه
ادامه پارت بعد