۱۰ پاسخ

همه وضعیت مون همینه
در عین حال که جونمون واسه این فسقلی ها در می‌ره ولی خسته و نابودیم

امیدوارم به مرور اوضاع بهتر شه

من ک خسته ترینم نابودنابودم

یه چی من بگم خدا چه خوشش آمده از مادری کرده من
دخترم تقریباً هم سن بچه شماست ولی من پنج ماه حامله ام اونم دوقلو 🤣🤣🤣
ببین چه توانی دیگه من دارم

دقیقا منم خسته یم😅

منم سه ماه پدرم دراومد تاصبح نمیخوابید
تااینکه بردمش دکتر دارو تنظیم خواب داد الان بهتره شکرخدا
حال منم بهتره الان😂

من ک پاره شدم ی بچه ای گیرم اومده ک تا ۳ نصفه شب بیداره

منم خستم ولی دیشب یه اتفاقی برام افتاد که قول دادم خودمو بیشتر کنترل کنم دیشب تو خواب حالم بد شد قشنگ حس کردم دارم میمیرم بخدا یعنی داشت روحم خارج میشد از بدن و تا یه سطحی از بدنم اومد بالا خودم حسش میکردم و اون لحظه فقط هی میگفتم یا امام رضا ضامنم شو فقط یبار دیگه بچمو ببوسم چندبار تکرار کردم و برگشتم تا چند دقیقه نمیتونستم تکون بخورم هی سعی کردم شوهرمو بیدار کنم نتونستم خلاصه بعد چند دقیقه تونستم دستو پاهام رو تکون بدم و بعدش دخترمو بوسیدم امروز همش بوسش میکردم گفتم شاید فردا نباشم حسرتش میمونه اینه که از امروز تصمیم گرفتم صبرم رو زیاد کنم

واااي نه چرا خسته، خدارو بابت همين لحظه ها هم شكر ميكنم، يه لحظه مياد تو ذهنم كه خوابم مياد يا خستم ولي بعدش سريع شكرگزاري ميكنم،پسرم دنيامه

من سه تاش دارم به شدت خسته روحی روانی ام😭

🥱🥱🥱🥱🥱

سوال های مرتبط