من حاملگی رو بوسیدم گذاشتم توصندوقچه یه قفل بزرگم زدم بهش از بس دوران مضخرفی داشتم😂
منم همینطور
برای من فقط اون ویار و حالت تهوعش خیلی خیلی سخت بود بعد از اون برام شیرین بود😍😍😍
برا منم خیلی سخت بود
تا ۵/۵ ماه حالت تهوع داشتم میل به هییییچ غذایی نداشتم.
یکی دو ماه خوب بودم و بعد مجدد درد خودایمنی و....
زایمان طبیعی خیییییلی سخت و بخیه زیاد و تا ۴۰ روز حالم به شدت بد بود کارم هر روز گریه کردن بود
الان که فکر میکنم واقعا خدا کمک کرد و همسرم که تونستم کمی خودمو جمع و جور کنم
من اصلااااااا دیگه نمیتونم خودمو براش اماده کنم🥲😂
من تا شیش ماه نتونستم ی قلوب آب بخورم. چه برسه ب غذا. فقط با سرم زنده بودم. آب دهنم آنقدر زیاد بود که حالمو خراب میکرد. مدام دستمال کاغذی دستم بود. حسرت ی لیوان آب. یخ تو دلم مونده بود. به شدت لاغر. شدم. انگار معتاد هزار ساله. داغون شدم. نتونستم ی قرصی بخورم. حالم از خودم ویارم بهم میخورد. ۳ماهه میخواستم سقدکنم ازبس آب بدنم کمک شده بود کلیه هام درد میکرد. همسری که این هضم حال خرابی ویار درک نمیکرد. از بوی خونم حالم بهم میخورد.
دقیقا
برای من سخت نبود حالت تهوع هم تا ۴ ماهگی داشتم وزنم کم کردم به خونریزی هم افتادم اوایلش استراحت خورد بهم
همه اینا سخت نبود برام
ولی نود بارداری رو تحملشو ندارم دیگه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.