۷ پاسخ

سلام عزیزم خدا رحمتش کنه.نه بابا ربطی نداره وقتی ریه درگیر بشه کاری نمیتونن بکن بیمارستان خصوصی برای هرنوع بیماری جواب نمیده بیماری پدربزرگ شماهم دستگاه خاصی نمیخاسته که خصوصی داشته باشه دولتی نداشته باشه یا ضعیف باشه.فقط دوتا قربونت برم و عزیزم میگن و پولشم حساب میکنن
واسش خیرات کنین قران بخونین بیشتر بهش میرسه

منم مامانم سال ۹۷ریه هاش درگیر شد و به رحمت خدا رفت جوونم بود وقتی مادر نداری انگار کسی نداری مادر وقتی داری بهشت داری

اتفاقا فامیل مارو بردن از دولتی به خصوصی همین حرف شمارو میزذن میگفتن دولتی خوب نیس ببریم خصوصی بنده خدا فوری مرد.فقط هزینه موند رو دستشون

عزیزم ربطی ندارهههه

سلام مرگ و زندگی دست خداست
آدمیزاد و بیمارستان وسیله است
کسی نمیتونه جلو مرگ رو بگیره
مامان عزیزم
بدون هیچ بیماری
تو خونه روز عرفه صبح
داشتیم صبحانه حاضر میکردیم چای خوردن رو تخت گفتن دراز میکشم تا صبحونه حاضر بشه
که رفتیم
صداش کنیم دیدیم جواب نمیدن
معاینه کردن اورژانس اومد
بیمارستان رفتیم
گفتن بر اثر مرگ طبیعی 🥲😞

خدا رحمتش کنه
ربطی به بیمارستان نداره همه چی دست خداس من مامانم کرونا گرفته بود ۴سال پیش بردیم بیمارستان خصوصی همونجا یه پیرزنی هم بود ۹۵ سالش بود یه ماه بود اونجا بود بچه هاش دیگ خسته شده بودن باور نمیکنیدبگم مامان من یه هفته دووم اورد فقط بعدش تموم ولی اون خانمه درست روز ترخیص مامانم حالش خوب شده بوده مرخص شد همه چی دست خداس ،خدا نخاد برگی از درخت نمیفته

سلام عزیزم تسلیت میگم خودت ناراحت نکن من پدرم ۳ روز وقت مریص شد شب تو خواب فوت کرد هنوز حالم بد درک میکنیم پدرم سن نداشت

سوال های مرتبط

مامان طلا🌸 مامان طلا🌸 ۴ سالگی
سلام مامانا من مادربزرگم دوهفته قبل فوت شد و من خیلی فکرم بهشه اخه من شهر دیگه از خانوادمم هروقت شهرمون میرفتم تنها جایی ک هروقت حوصلم سرمیرف ب مامانم میگفتم خونه مادربزرگم بود میرفتیم انقدم خوشحال میشد عاشق مهمون بود تنها بود ۱۲ سال قبل پدربزرگم فوت شد دوهفته پیش ک رفتم شهرستان برا مراسم مادربزرگم قبر پدربزرگم کنارشه اما من انقد درگیر بود ذهنم اصلا سر قبر پدربزرگم نرفتم حتا یادم رف فاتحه بخونم دیشب خابشو دیدم هیچ حرفی نمیزد اما خیلی ناراحت بود خونشون شلوغ بود و پر رفتو امد همه از کنارش رد میشدن اما هیچکس متوجهش نمیشد و بهش بی توجه بود بیدار شدم خیلی دلم گرف و کلی گریه کردم واقعنم مادربزرگم شکرخدا پرروزی بود و انقد با بقیه رفتو امد داشت این دوهفته همه براش مراسم و ختم و اینا گرفتن پدربزرگم خیلی مظلوم بود کل بچگیم یادمه من صداشو نشنیدم حقوقم نداشتن کارگر بود اما ما میرفتیم یادمه من میدیدمش از سرکوچه بلند میگفتم باباجون برو برام پفک بگیر وگرن راهت نمیدم در خونشونو میبستم اون طفلکم خسته کوفته برمیگشت کلی پفک و خوراکی میخرید میومد تا درو باز کنم براش حالا ازم ناراحته براش فاتحه خوندم تا حقوق بگیریم اگ شد خیرات کنم براش گفتم ازتون خاهش کنم برا جفتشون مادربزرگ و پدربزرگم فاتحه یا صلوات بفرستید فعلا تنها کاری از دسم برمیاده ممنون میشم اگ شد بخونید براشون خیلی دلم گرفته🥺🖤