۱۱ پاسخ

بهش گفتم میخواد بره خونش پی پی بکن تا بفرستیمش خونش بای بای هم میکردیم باهاش

باید قبل از پوشک گرفتن پیپی شو ببینه مثلا از تو پوشکش خالی میکردی تو دسشویی میگفتی اب بریز بره بای بای میکرذی یا جلوش خودت میکزدی ببیبنه من قبل گرفتن همه اینا انجام دادم الان پی پی خیلی راحت تر از جیش میره براش یه جایزه کوچیک بزار بگو پی پی کنی فرشته ها برات میخان جلیزه بیارن بد اون بهش بده ما دیوارای دسشویی مون پر شدع با برچسب😆

من امشب دیدم داره زور میزنع سریع بردمش ولی می‌ترسه از پی پی میگ آب بریز بره

هیچی کاری نکردم دیشب دیدم داره دسشویی میکنه فورا بردم نتونس نگهداره کارشو کرد نشونش دادم بای بایو ازین حرفا دیگ ترسش ریخت امشب خودش گف

من ۴۰ روز درگیر بودم تا کم کم طبیعی شد براش

دختر منم اول می‌ترسید می‌گفت مار😅🥴 بعدش من تشویق کردم گفتم این باباش الان مامانشون هم پی پی کن بفرستیم بره تو چاه پیش بچشون 😅😅 ایقد مسخره بازی در اوردم براش ایقد دست زدیم ذوق کردیم ک دیگ الان مشکل نداریم

دقیقا منم یک هفتس دلسا رو از پوشک گرفتم اصلا با جیشش مشکلی ندارم ولی امان از وقتی پی پی داره بیست بار میریم میایم هی میگه نه نه انقد میریم میایم تا خانوم پی پی کنه

من هیچی ... پی پی رو خودش از اول هر وقت داشت میرفت دستشویی ولی جیشو طول کشید تا قشنگ یاد گرفت

ببرش دستشویی بگو بیا فرفره فوت کنیم یه فرفره بخر بزار دستشویی فقط مخصوص پی پی کردنش بیرون نده بهش

بگو ببین میره خونشون.. جای پی پی اونجاس.. بفرستیمش بره خونشون. پیش مامانش.. بده خودش آب بریزه.. باهاشون بابای کن براشون بوس بفرست

من آنقدر بردم تا براش جا افتاد

سوال های مرتبط