سوال های مرتبط

مامان 🧿🧿بهار 😘😘 مامان 🧿🧿بهار 😘😘 ۲ سالگی
خب خب بیایین از تجربه از شیر گرفتن دخترم بگم با این که مثل کوه بود رو پشتم و خیلی میترسیدم ولی خداروشکر دخترمم همکاری کرد راحت باز شد یه روز عصر بس که مثل کنه چسبیده بود بهم به میگفتم بهار پاشو بسه من برم چیزی درست کنم پا نمیشد دیگه اعصابم خورد شد تصمیم گرفتم با این که میخواستم تا 2 سال 2 ماه بدم ولی گفتم ولش دیگه رفتم رو دوتا سر س ی ن ه ه ام چسب سفید زدم از این که برای باند زخمه روشم با رژ قرمز زدم مثل خون بعد دیگه همیجوری بود خدابید بعد که بیدار شد😑🤦☹️
دقیقا سر سفره شام دخترم به جی جی میگه نی نی 🤣🤣 گفت نی نی منم لباسمو دادم بالا گفتم نی نی اوف شده تا دید الهی بگردم قشنگ شکه شدنو تو چشماش دیدم چشماش اشکی شد گلوش بغض کرد شوهرم سریع گفت اههه نی نی اوف شد دیگه دخترم نباید بخورهه حالت عوض شد گوشی دادم سرگرم شد دیگه شب اول چند باری اومد گفتم اوف شده نشونش میدادم خودش میگفت ببینم بعد میرفت و این که من 3 روز تا صبح بیدار بودم شب اول ساعت 7 نیم خوابیدم دخترم میخوابید اخرم که خوابید به زور راه رفتن رو پام کردن دیگه مامانم گفت تا 3 یا چهار روز بهش شب تو خواب شیر بده منم میدادم دیگه الان نزدیک 15 روز هست که دیگه شیر بهش نمیدم خداروشکر الان ساعت 12 میخوابه صبحم خوبه دیگه زودتر بیدار میشه و این که آبم زیاد میخورهه خلاصه که بگم
دختر عزیزم مرسی که یه تیکه از وجودی و منو زیاد اذیت نکردی مادر انشالله در کنار هم پیشرفتاتو ببینم عزیزدلم ❤️🥰😘❤️😘
بمونه به یادگار 1404/9/27شیر گرفتن بهارم