ببین به عنوان خاهرت بهت میگم رها کن
این بارو از روی دوش خودت بردار اگرم نمیتونی مثل من خودت سرگرم کارای دیگه کن من نشستم درس خوندن
داشتم روانی میشدم
همه فکر و ذکرم قدو وزنش بود
چند وعده بخوره چی بخوره چی نخورده
الانم هست اما نه افراطی نه جوری که عصبی بشم
الان میگه نمیخورم سریع غذارو جمع میکنم
خودش یه چیزی پیدا میکنه میخوره
راحت میشی
من حتی وزن کم کرده
اما واقعا ارزش داره اون یه مادرسالم میخاست نه یه روانی مریض که اونم دیونه کنم
حالا لاغره خوب چیشد؟ مریضه والا سالمتره الحمدالله اون موقعه همش مریض بود که تپل بود
و چیزی که باعث شد رها کنم با یه دکتر تغذیه حرف زدم و خیلی سرزنشم کرد گفت دلیل تمام بد غذاییاش خودمم
گفت تو یه وظیفه داری اون یه وظیفه
وظیفه من اینه که غذا درست کنم جایی که غذا بخوره و زمانی که غذا بخوره
اینکه بخوره یا نخوره یا چقد بخوره به من ارتباطی نداره و نباید دخالت کنم
گفت اگر قرار بود اسیبی بهش وارد بشه خدا حتما کاری میکرد که بچه اختیار نداشته باشه مثل بیرون روی که اختیاری درش نداره
پس وقتی خدا این اختیارو عقلو شعورو بهش داده پس من حق توهین به شعورشو ندارم
و عوارض بدیم بعدا روش میزاره
وای پسر شمام اینجوری من که خسته شدم از دست مادر شوهر احمقم هیچی نمیخوره از صبح چی دادی بهش بفکرش نیستی نه تو چماق بفکرشی
هیچی دیگه دارم خود زنی میکنم
کم مونده موهای خودموبکشم
کل خانواده درگیر غذا خوردن پسر من هستن
دیگه گفتم کلا بیخیالش بشم
اینقدر بیخیالش شدم که مجبور شد خودش رفت تخم مرغ تو یخچال آورد گفت برام درست کن
شورشو در آوردن با لجبازی و غذا نخوردن
تازه مولتی ویتامین هم بهش میدم باز فایده نداره
دقیقا منم واقعا خیلی سخته من دیگه اعصابم نمیکشه
ریزه خواری داره یا نه؟
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.