دختر منم ساعت ٤ بیدلر شده بود میگفت شیر نیخوام منو برده بود سمت یخچال خوردش هم میخواست بخوابه هم نمیخواست بخوابه خلاصه تا ٩ صبح داد میزد معلوم نبود چی میخواد دیگه ٩ گرفت خوابید تا ١٢
عزیزم تو تنها نیستی تمام این بی خوابیا و بد قلقیا رو منم دارم تحمل میکنم بعضی اوقات میخوام آنقدر داد بزنم از بی خوابی خسته شدم از دست تنهایی خسته شدم از بهانه گیری های الکی و از هیچی که راضیش نمیکنه واقعا نمیدونم چه کار کنم دخترم تا جاییمیریم و محیط جدیده خوبه پلی خونمون انگار تکراری شده خیلی اذیتم میکنه
همه ما به این نقطه رسیدیم
منم گاهی از فشار روانی و جسمی خودم میزنم گاهیم بچمو
کمکی ندارم تنهام خیلی اذیت میشم
منم به حال رسیدم و زدم تو سرم 🥲🥲
منم این حالو داشتم خودمو زدم گریه کردم خسته شدم
عزیزم کمی خودتو آروم کن زیاد سخت نگیر بچه های هممون همینطوره من یه بار این کارو کردم پسر یاد گرفت دیگه اصلا نکن بزور یادش رفت
منم گاهی به این نقطه میرسم
بخاطر یه شب؟؟؟ خدا شاهده هرشب کارم همینه، تا قبل دوسال ک شیر میخورد یه مدل از وقتیم از شیر گرفتمش اینجوری بعضی وقتا تا۱۱ صب نمیخپابید الانم تا۴ بیداره بعدم میخواد بخوابه ده بار جاش و عوض میکنه یه بار میگه بغلت یه بار میگه تاب یه بار میگه پای بابا و….
من خودمو نمیزنم
بچمو میزنم 🙂🙂
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.