۹ پاسخ

پسر منم شیطونه

پسرمنم خیلی شیطونه اگه بگم شیطنتش چیا دستش داده باورنمیکنی، منم خیلی میترسم

من پسرم تازه یاد گرفته بود راه می رفت
نمی دونم چطوری کابینت رو باز کرده بود یه تنگ ماهی بزرگ داشتیم برش داشته بود برگشت منو دید هول شد دویید خورد زمین دستش رو برید نگاه کردم تاندون های دستش معلوم بود خونریزیش هم بند نمی اومد خلاصه بردیم بخیه زدن حالا هعی این راه می رفت منم پشت سرش راه می رفتم که نخوره زمین بخیش باز شه

من با خوندن تاپیکت بی حال شدم
منم تا این حد بی دل و جونم
پسرم میوفته قلبم ی لحظه وایمیسته

منم دخترم تو مغازه داشت بازی میکرد افتاد سرش خورد ب لبه ی تیز ام ای اف بچاومد ک بیاد بغلم قشنگ کنار چشمش بین چشم و شقیقه اش یواش یواش باز شد خون فواره زد تا برسیم درمانگاه من تو کما بودم کل لباسامون خون سده بود دکتر ۳ تا بخیه زد کلا تو بغلم نگه داشته بودمش بعد اینکه همه چی ب خیر گذشت من بدنم خالی کرد انگار از شوک دراومدم هنوز یکم جاش مونده معلومه ک بخیه داشته . حستو درک میکنم

دخترم تاحالا چند بار اینجوری شده
یک بار دویید پتو کنار دیوار بود پاهاش گیر کرد به اون با صورت رفت تو دیوار نصف شب بردمش بیمارستان و چون علائم نداشت نگهش نداشتن و خداروشکر بخیر گذشت اما تا یک ماه از قسمت پیشانی و چشم و ابرو کلا کبود بادمجانی بود
هرکی میدید میگفت این مشت خورده

بلا دور باشه پیش میاد آره بچه های این دوره زمونه شیطوننن تنش سلامت

دیگ بچه همین جوری بیرگ میشه چه میشه کرد نمیتونی بگی بشین یه جا که

خداروشکر ک بخیرگذشته عزیزم تقصیر شمانیس ایشالا ک خدا حافظ بچه هامون باشه

سوال های مرتبط