دیدم خیلی وقته ننوشتم اینجا گفتم بنویسم هم برای یادگاری😁 هم شاید دلگرمی بقیه
دختر خانم ما خیلی زود دندون دراورد یعنی اوایل پنج ماهگی دو تا دندون کوچولو زد بیرون دقیقا همون شبی که من رفته بودم برای عمل اپاندیس و دخترکم پیشم نبود🥲 خانم خانما خودش از چهارماهگی شبشه رو کلا قبول نکرد البته قبلش هم شیر خودم رو بیشتر میخورد و از حدودای ده ماهگی پیتونک رو هم خودش ترک کرد در کمال ناباوری😁
خلاصه که بچه ها غیرقابل پیش بینی هستند.
تقریبا یازده ماهگی هم راه افتاد و الان ماشاالله از در و دیوار میره بالا دندون های زیادی هم دراورده حتی اسیاب هاش هم دراومده اما به شدت سر غذا اذیتم میکنه🥲🥲 واقعا گاهی میخوام سر به بیابون بذارم از دستش حتی چیزی رو که انروز دوست داره فردا نمیخوره و به شدت مستقله و از دست من چیزی نمیخوره علاقه مندی های عجیبی هم داره مثلا عاشق زیتونه🤣 اما از اول اصلا سوپ و فرنی اسنا دوست نداشت باز برنج یه کم میخوره اونم نه همیشه ماکارونی هم دوست داشت جدیدا اونم نمیخوره، میگم دوست داره اونم نه زیادا یه کم،
دیگه اینکه خانم تا ده ماهگی اصلا زیر سینه خوابش نمیبرد اما متاسفانه الان فقط زیر سینه میخوابه و واقعا موندم گطوری از شیر شب بگیرمش
خلاصه که منو مسخره خودش کرده خانم خانما بوس کردن رو هم یاد گرفته من و عروسکاش رو همش بوس میکنه اونم صدادار
اگه ببینه حواسم نیست میاد تو صورتمو میگه ما ما و من قربونش میشم 😁
و

۳ پاسخ

چرا من واااسه خط اخرش مردم 🥰🥰🥰🥰🥰❤️❤️

از خوابم که بیدار میشه منو صدا میکنه، البته بیشتر به بقیه میگه دادا و گا گا😅

پستونک

سوال های مرتبط