۷ پاسخ

میفهمتت منم همینم یه شب خونه مادر شوهرم موندیم اصرار کردن بمونید گفتم این نمیخوابه اذیت میکنه فکر میکردن دروغ میگم گفتم باشه میمونیم شب تا خود صبح گریه کرد جیغ زد هی مادر شوهرم میومد میگفت وای خدایا همیشه خمینجوریه چیکار میکنی چجوری میخوابی گفتم هیچی نمیخوابم صبحش همشون میگفتن خدا صبر بده بهت

اظطراب جدایی نیس ؟

چشم بهش زده برو اسفند دود کن ۴ قل بخون حصارش کن

بچه منم همینطور شده مدام میخواد بچسبه به من و بغلم باشه.همش نق میزنه.میگن اضطراب جدایی هست

پسر من دقیقا از ۶ماهگی اینجوری شده چقدر دکتر بردم سونو فردم ازمایش بردم همه چیش خوبه 🥲

دکتر نبردی؟
این حجم از بی تابی از دندون نیس

شاید چشم شده

سوال های مرتبط