۱۳ پاسخ

خیلی راحته نترس طول روز اول کمش کن موقع خواب براش لالایی بگو بهانه گرفت با شعر سرگرمی کن

از دخترمن فک نکنم کسی وابسته تر بوده باشه شدیدا خیلی شدید من دیگ عزممو جزم‌کردم گرفتم دور پستونک محکم نخ مشکی بستم گفتم خوخو اینجوری کرده دیگ بهونه میگرف هی بهش خوراکی میدادم چادر بازی گرفتم سرگرمش کردم خیلی بد اسمشو می آورد یکی دوبار نشونش دادم گف خوخو کرده اینا سخت بود ولی گذشت راحت شدیم جفتمون

باید زودتر‌میگرفتی هرچی بگذره سخت تر میشه ..پسز‌من خییلی وابسته شد یک‌هقته شبا خوب نمیخوابید تا کم کم عادت کرد

دختر منم عین بچه شما بود در طول روز میتونستم ندم ولی وااای از وقتی که خوابش میومد حتی نصف شبم میفهمید دهنش نیست و میخواست
تقریبا یه ماه پیش بود یهو تو خونه گم شد و هرچی گشتم پیداش نکردم دیگه عزمم و جزم کردم گفتم میگیرم
سه شب اول بهانه گرفت به زور خوابید و تاصبح چندین بار بیدار شد
گفتم هاپو خورده کثیف بود فردا بابا یکی دیگه میخره برات
قصه گفتم حواسشو پرت کردم تا کم کم فراموش کرد الانم اگه گاهی یادش بیفته میگه هاپو خورده و بابا میخره😄
همه چی سختیش سه شب اوله بعدش بچه عادت میکنه
الان خیلی خوشحالم که تونستم بگیرمش
بزرگترین معضل منم همین پستونک بود

زودتر باید میگرفتی الانم جوری بگیر تاثیر بد نذاره

خیلی تدریجی خوابش رو از پستونک جدا کن
به گهواره یا یه چیز دیگه عادتش بده

پسر منم دوسال و ۴ماعشه شدیدا وابسته پستونکه به یدونم قانع نیس یکی میزاره تو دهنش سه تا میگیره دستش حتی نصف شب تو خوابم دنبال بقیه پستونکاش میگرده هم روزا تو دهنشه هم شبا تا صبح میمکه یدونم برا نیلا خریدم اونم ازش گرفت وقتی میخواد بخوابه گریه میکنه میگه پستونک نیلا میخوام

پناهم همین بود گرفتم ازش
کل روز میخوره؟؟؟

برو تاپیک پستونک گرفتن منو بخون ببین چقدر بدبختی کشیدم ولی هرچی زودتر بگیری بهتره من موقعی گرفتم هنوز درست حرف نمیزد هنوز لجباز نبود هرچی بزرگتر و مستقل تر سختتر

من دوهفته پیش از پستونک گرفتمش
سر پستونکش رو پاره کردم خودش پرتش کرد کنار و تو طول روز اصلا طرفش نرفت چون خراب شده بود دیگه اما شبا تا ۴ شب خیلی بیقراری کرد

من یک سال و شیش ماه هم شیر گرفتم هم پستونک

شیر و گرفتی؟ حرف میزنه حسین؟

اصلا ترس نداره
چندشب بیقراری داره کم کم خوب میشه
فقط باید اعصابتو قوی کنی بخاطر بیخوابی و گریه

سوال های مرتبط