۹ پاسخ

باید کوچیکتر بود ترکش میدادی الان دیگ بزرگه سخته گول زدنش

سوراخ کن هر روز سوراخشو یکم بزرگتر کن دیگه کم کن انقدر سوراخو بزرگ کن که کل پستونکو بگیره دیگه چیزی نمیمونه بخواد مک بزنه

من از ته قیچی کردم فقط پلاستیکشو دادم دستش سه روز بی قراری کرد تموم شد دیگه

عزیزم دختر منم به شدت وابسته پستونک بود قیچی ام کردم فایده نداشت بعد مامانم رنگ خوراکی قرمز زد سر پستونکش و گفت دودو شده مریض شده اییییی عققق دختر منم حالش بد شد گفت عق دیگه نخورد چند روز پهونه گرفت هی گفت ممه گفتیم دودو شده نشونش می‌دادیم خودش میدید قرمز فک میکردم زخم شده خون اومد حالش بد میشد 😁شیشه شیرم همینطور ازش گرفتم شمام امتحان کن ببین جوابه یا نه

من دخترم از ۱۴ ماهگی پستونک خورد الان وقتی حوصلش سر میره یا موقع خواب میخوره اما خیلی دوسش داره واقعا دلم نمیاد باهاش ارامش میگیره اما تصمیمم اینه خودش بذاره کنار

دخترم هی پستونکشو پرت میکرد منم چند سری بهش تذکر داده بودم که پرت کنی گم میشه
یبار گم کرد منم پیداش کردم آشغالی انداختم
هی باهاش دنبالش میگشتیم
هر موقع میخواست میگفتم مامان جان گفتم وسیله هاتو پرت نکن بیا بریم دنبالش بگردیم
یکم میگشتیم بعد سرگرمش میکردم ۳روز فراموش کرد
ولی دختر من وابسته شدید نبود

پسر من بحدی وابسته پستونک بود همه میگفتن محاله بزارتش کنار .یبار قیچی دادم دستش خودش از ته پستونکش قیچی کرد دید تو دهنش واینمیسه گریه کرد گفتم مامان خودت اینکار کردی .اونشب بزور و گریه خابید فرداش سرکار بودم ، باباش دوباره داده بود بش (یکی زاپاس داشت تو خونه)
یمدت اونم خورد پاره شد بازم ولش نمیکرد تایروز قایمش کردم گفتم رفته پیش مامان باباش (یه قصه براش گفتم) روزای اول یکم بهونه کرد بعد خودش بهمه میگفت پِنِس من رفته پیش مامام باباش
زودتر بگیرش هم دندوناش خراب شدن بچم هم اشتها نداشت (بس یکسره مک میزد باد شکم و معدش انگار پر میکرد دیگه اشتها نداشت)

پستونک خوردن رو تلفظ کلماتش تو حرف زدن تاثیر نذاشته ؟

دختره منم میخوره،دو روز ندادم بهش افسرده شده بود نه حرف میزد نه غذا میخورد نه نمیخوابید،بازم دادم بهش گفتم هر موقع خودش خواست دیگه نخوره

سوال های مرتبط