۱۶ پاسخ

منم خونم

مادرشوهرم اومد خونمون

من خونمم جایی نمیریم

من رفتم خونه پدرم داداش هامو دیدم خیلی دلا بازی کرد و کلی هم عیدی گرفت

خونه بابام ن برگشتنی باشوهرم بحثم شد اومدم توو اتاق تنهانشستم

من خونه همسرم از صبح کاره تا فردا صبح در بی حوصله ترین حالت ممکنه خودمم

ما اومدیم خونه پدر شوهرم

سال تحویل سرخاک مادرشوهر وبعدش خونه مادرم وتااخرعیدهم خونه خونه ایم جایی نداریم بریم

خونه بابامم،پسرم انقد اذیت میکنه دوست دارم زودتر برم خونه😑

خونه خودم بودم به اصرار شوهرم اومدیم خونه مامانم قرار بود صبح بیایم
من ارامش خونه خودمو میخوام

ماهم خونه ایم فردا شب مبریم خونه مادرشوهرم روزم خونه ایم🥲

چ خوشی ن پدرومادری هست بهشون سربزنیم ن چیزی خودمونیم وخودمون

امشب خونه هستم جایی نرفتم فردا ناهار خونه مادرشوهر دعوتیم شام خونه مامانم

ن اصلا تایپیک اخریمو ببین

منم خونه ام شوهرم با پسرم رفتن خونه مادرم شوهرم من چون قهرم نرفتم الان 8, ماهه

خونه مادر شوهرم و مامانم و آبجیم
والا نه خوش نگذشت
از دست این بچه ب همه چی دست زد
هی هم میگ شکلات بده
کلافه شدم

سوال های مرتبط

مامان کلوچه مامان کلوچه ۲ سالگی