۷ پاسخ

عزیزم دختر منم همکاری نمیکرد جیش هاشو نمیکرد یعنی بلد نبود توی دسشتویی انجام بده ۴ روز وقت کشید تا یاد بگیره بعد اون راحت جیشش رو‌میگ فقط مشکل پی پی‌داریم

در کل پورسه از پوشک گرفتن درد سر های خودشو داره، ۴ روز که خیلی طبیعیه این حرکت ها،اصلا نه عصبانی شو نه کم بیار کم کم یاد میگیره ،پسره من سه ماه طول کشید تا کامل یاد بگیره

هنوز جا داره خودتو اذیت نکن..یکم بیشتر صبر و‌تحمل کن

عجله نکن صبرمیخاد خواهر یا صبرتو زیاد کن یا بزار هرموقع خودش فهمید آمادگی داشت ازپوشک بگیر

شاید آمادگی نداره هنوز ،منم پسرامو دیر از پوشک گرفتم ،قشنگ همکاری کردن ،کارم ب فرش شستن و اعصاب خوردکنی نرسید

شبا وقتی خودشو خیس میکنه اماده نیست
من دوسال وسه ماهگی پسرمو گرفتم ولی یکی دوهفته قبلش امتحانی شب باز میذاشتم میدیدم خودشو خیس کرده بعد یک هفته بعد امتحان کردم قشنگ تا صبح جیش نکرد خودشم بعد یکی دو روز میگفت احتیاج نبود ببرمش
شما هم تا سر ماه صبر کن و دوباره امتحان کن این بین هم براش داستان و شعر بخون که یه امادگی ذهنی داشته باشه
اگه کسی هم استرس میده بهت گوش نکن دوستم پسرش پنج سالشه تازه سه‌چهار ماهه از پوشک گرفتش

تازه چهار روزه از پوشک گرفتی اینهمه عصبی شدی جانم؟ من هفت ماه درگیر بودم 😄

سوال های مرتبط

مامان علیرضا مامان علیرضا ۶ سالگی
سلام تقریبا سه روز قبل ، پسرم یکم تب داشت و دوبار پروفن دادم و خوب شد و خونه ی ما دوبلکس هست ، انگار حموم و اتاق ها بالاست و حال و پذیرایی و آشپزخانه پایین و بعد من تو حال بودم و قرار شد پسرم بره حموم با باباش و لباس هاش رو خودم پسرم آماده گذاشته بود که از حموم اومد بپوشه و بعد بخاری اتاق هم خاموش بود و سرد برو اتاق ها و بعد که حمومش تموم شد ، همسرم حوله رو تنش کرده بود ولی لباس هاش رو هم داد دستش که بیاد پیش من و بعد تا اومد پیش من ، سردش بود و می‌لرزید و سریع گذاشتم جای بخاری و گفت اخیش گرم شدم خیلی سرد بود و بعد دیگه خشک شد و گرمش که شد ، لباس ها تنش کردم و همسرم از حموم اومد و صداش کرد که بره موهاش رو خشک کنه و انگار پسرم رکابی تنش بود با شورت و شلوار ولی هنوز هودی نپوشیده بود و بهش گفتم بپوش و بعد برو و گفت میرم بالا و می‌پوشم و بعد دیدم اومد پایین ولی نپوشیده بود و گفت یادم رفت و اومد جلوی بخاری نشست و گفتم خوب برو بیار و پسرم گفت بزار گرم بشم و بعد میرم میارم و بعد یه ربع بالاخره رفت و آورد و تنش کردم و بعد دیگه براش آب پرتقال گرفتم و خورد و اومدیم بالا و دستشویی رفت و گرفت خوابید
فرزندپروری فرزندپروری فرزندپروری
مامان boys مامان boys ۶ سالگی
مامانا میشه برای حال پسرم یه دونه صلوات بفرستید دارم دیونه میشم حدود سه ماه پیش فهمیدیم چشمش تنبلی داره عینک و چسب میزد موقع چسب زدن خیلی گریه میکرد که نمیزنه به زور میزد از دو هفته پیش رفتیم خونه مامانم برگشتیم هی کم و بیش میگفت سرم درد میکنه من گفتم از چشمشه که صبر کنیم آخر ماه باید بریم چکاپ چشمم دندوناشم خرابه گفتم شایدم از دندونه که یهو سه روز پیش تب کرد همراه سردرد بردیم دکتر گفت گلوش و گوشش خوبه احتمالا ویروس جدیدست سردرد داره گفتم نگرانم ازمایش خون نوشت دادیم گفت جوابش خوبه و بیشتر بخاطر ویروسه فقط پاراکید داد در صورت تب بخوره که دادم پسر نوزادم تب کرد به اونم پاراکید دادم اون چون شیر میخوره بهتر اثر میکنه این یکی یه مدتی آب کم میخوره این سه روز کمتر و کمتر به زور حالا سردردش از سر شب بیشتر شد و بعد گفت گلو
م بعد گفت گوشم درد میکنه بعد کمرم بعد به زور دارو و آب دادم حالا سرش میتونه از کم آبی باشه تبش هم کمتر کنترل میشه فردا صبح مییبرم دکتر میگم سرم بنویسه بزنه ایشالا دیگه نگه سرم درد میکنه من دارم سکته میکنم از نگرانی