۶ پاسخ

من خیلی بچه مثبت بودم
حتی مامانم دیروز داشت میگفت تو دست به دکوری و مجسمه هم نمیزدی
اما عوضش دختر اولم 7بارگوشی شکونده، تلویزیون، دوبار میز تلویزیون، ساعت زمینی و ویترینمو شکونده و چیزای خورده ریز که دیگه شمارش از دستم در رفته😂

به نماینده م ج ل س که مهمونمون بوده سر سفره گفتم مث گاو سبزی میخوری 🫠
خیلی بچه بودماااااا

سر داداشمو بارها شکوندم🫢😂

موهامو خودم چتری شدم بعدش شروع کردم برداشتن ابرو نصف ابرومو قیچی زدم خودشم درست یه روز مونده به عروسی عموم😂 روز عروسیم برف شادی خریدم عروس داماد میرقصید رفتم جلوشون عروشو کلا برف شادی کردم همونجا مامانم اومد با کتک برد منم هنوزم تو فیلمش هس😂زنعموم همیشه میگه تو تر زدی به فیلم و لباس عروس من😂😂😂😂😂خیلی شلوغ بودم نمیدونم چرا زنعموم پارم نکرد من بودم جر میدادم 😂

از این سنگهای بزرگ متری هست باهاش کف خونه ها رو سنگ میکنن یکدست،دوست بابام تو کار اینا بود اونم دبی نه ایران،بعد بابام یه کاری براش انجام داده بود اینم برای تشکر اینا از اینا براش آورده بود تکیه داده بودنش به دیوار خونمون تا ببرن داخل و یه قسمت از در ماشین رو رو هم گرفته بود،من و داداشم از سرویس پیاده شدیم از هیچی خبر نداشتیم گفتیم اع چرا در خونمون رو بستن داداشم گفت دزد اومده در خونه ها رو میبنده تا بچه ها نتونن برن خونه و اونا رو بدزده،با کمک هم با مصیبت فراوان سنگ رو هل دادیم و شد آنچه نباید میشد
برای اولین بار از بابام کتک خوردم داداشم فرز بود فرار کرد

یه پسره بود ۴ ۵ سال کوچیک تر از من بود یه روز با باباش اومد خونه پدربزرگم باباش نمیدونم چیکار داشت منو دوستمم اونجا داشتیم بازی میکردیم بعد همش میخواستیم شلوار بچه رو بیاریم پایین😐😑می‌خواستیم ببینیم مای بی بی میگیره یا نه کنار گوشه گیرش میاوردیم ولی اون نمیزاشت
چقدر بد بودیم ما😑نمیدونم الان ک مارو میبینه یادش میاد یا نه ولی خیلی کوچیک بود

سوال های مرتبط