وووای خدا من این کامنتا خوندم مگه خندیدم 🤣🤣
ولی وجدانن دلم خواست طبیعی یکبار تجربه کنم البته همسرمم پیشم باشه که قشنگ بارش کنم🤣🤣🤣🤣
ایقد درد داشتم ب شوهرم ز زدم خونه بود خابیده ایقد فوشش دادم بش گفتم من دارم میمیرم تو خابی مامانم میگه خب چکار کنه
من منصرف شده بودم داد میزدم میگفتم من نمیخوام منو ببرین سزارین بعد دکترم میگف 4 سانتی نمیشه بعد فوش میدادم دکتره میگف دراز بکش معاینه کنم دردم میشد 1000 برابر
شوهر منم جلو در بخش صدای جیغ های منو شنیده بود میگفت فقط صدای تو میومده.حالا راست یا دروغ میگه به خدا اینقدر جوش زدم برات
من چی بگم چون سابقه فشار بالا از زایمون اولم داشتم دکترم زودتر گفت بیا بیمارستان آمپول فشار بزنم ۳شنبه عصر بستری شدم ۴شنبه ظهر کیسه آبم پاره کردن تا شب که دکتر اومد گفت هنوز ۴سانت باز شده سزارین کنیم گفتم نه تا صبح صبر کنید این همه درد کشیدم آخر سزارین اونم ۵ شنبه صبح ساعت ۶ دکتر اومد معاینه کرد دید هنوز ۴ سانتم اورژانسی بردنم اتاق عمل.حالا از کمر بی حسی زدن کامل بیحس نشد باز بیهوشم کردن یعنی تمام مراحل من رفتم 😒😒😒😒😒😒اینم بگم ۱۴ سال پیش که دختر دیگم بدنیا اومد طبیعی زایمون کردم اینقدر خوب بود
من شوهرم پیشم بود😂😑
منکه مردم ودوباره زنده شدم خدایه جون دیگه به من داداگه تعریف کنم چندصفحه میشه ولی واقعابرام دوره بدی بودازاول تااخرش ولی آخرش نتیجش شدیه بچه کوچولوخوشگل ازوجودش واقعاخداروشکرمیکنم ایشاالله همه مادراسالم باشن بالای سربچه هاشون باشن
کل خاطرات زایمانتون خیلی جالب بود من و که پرستارا زجر کش کردن الانم تنم میلرره فقط گریه میکردمااا هوووف بیچاره زن
من هشت سانت بودم تو بغلم شوهرم میرقصیدم فیلمم دارم از اون لحظه🥰
من اونقدر گاز اپیدورال مصرف کردم از حال میرفتم آی سیلی خوردم من سر زایمانم نگم برات🤣
آخی مامان بنده خدام ازاول بستریم تا لحظه دیده شدن موهای این بچه پیشم بود بعدبیرونش کردن
بعد بیچاره هی رومن پتو میکشید سردم نشه میگفتممم پتو نکش کفن بکشه
بعد اون گریه میکرد😂میگفتم گریه هاتو نگه دار برای سرقبرم هی بدتر گریه مبکرد😂😂😂(درد داشتما )
من سزارین اختیاری انتخابم بود بعد ۵روز مونده بود به زایمانم کم درد داشتم یه لک کوچیکم شب قبل شده بود دیگه نشد بعد هی درد کم مبگرفت ول میکرد تا فردایی بعدظهر رفتم خونه مامانم خواهرم اصرار ک زنگ بزن به دکتر میگفنم نمیخواد درد کاذب میگیره ول میکنه هی همه اصرار من ن نمیخواد فردا نوبت دارم یهو میرم دکتر دیگه غروبش دردم بیشتر شد خواهر زنگ زد به دگتر گعت وای سریع بیارینش بیمارستانننن جمعه ام بود دکتر من زودتر از من رسید بیمارستان ساعت ۹ربع شب بیمارستان رسیدم دکتر معایته کرد گفت دختررر ۶سانت باز شدی چجوری تحمل کردی درجا بردنم اتاق عمل ۹:۳۵دقیقه پسرم دنیا اومد
لعنتیا دلم زایمان دوباره خواست😂😂😂😂خدا دوسال دیگه قسمتم کن😂😂😂
میشه درخواست بدین داشته باشمتون 🙏 خیلی باحالین😅
من حس میکردم یه مرغ وسط پامه😂😂😂😂از شدت درد توهمزده بودم بچه سرش اومده بود پایین😂😂بعد که دنیا اومد نگاش کردم گفتموای موهاش فره بینیش پهنه😂😂😂همه دردامو یادم رفته بود خیلی حس بعدشودوست داشتم
حالا من نه جیغ میزدم نه چیزی تو اوج دردا فکر این بودم کسی صدامو نشنوه زشته🥴🥴🥴🥴🤣
من سزارین رو انتخاب کردم بعد گفتم من میترسم بیهوشمم کنید وقتی بهوش اومد صدای گریه ی دخترمو شنیدم گفتم عه نمیدونم کی زایمان کرد چقدر صدای نینیش قشنگه🥹🥹
خیلی زایمانم خوب بود بازم برگردم عقب فقط سزارین خیلی روز خوب و قشنگی بود دوست دارم یکبار دیگه تکرار بشه💚
من سزارین بودم کیسه آبم ۶ صبح پاره شد ولی نمیدونم چرا از استرس هی میخندیدم انقد میخندیدم ک دکترم گف الا فشار میاد بهش طبیعی زایمان میکنی انقد نخند یعنی کله بیمارستان تعجب کرده بودن من دارم میرم اتاق عمل 😂حالا تو اتاق عمل با دکتر بیهوشی میگفتم و میخندیدم یه دفعه دیدم یه بچه سفید و سرخ با چشمای باز گرفتن بالاسرم گفتم عععع این بچه منه دکترم گف نهههه بچه منهههه 🤣🤣🤣🤣
واااای تو ریکاوری میلرزیدم و میخندیدم چون یه زنه ۶۰ ساله ابدو کرده بود داشت از درد هواااار میزد من اونو دیده بودم میگفتم سره پیری معرکه گیری بعد میخندیدم 🤣🤣🤣🤣🤣
یادم نیار که کلی آبروریزی کردم انقد دادو بیداد کردم 😅 فقط من ینفر مونده بودم که نزاییده بودم ،نگو صدام میرفته تا بخش همه رو بابای افرا شنیده بود
ایناها 😄
حرف بچه میزنه کسی میگه نههه عاطی خیلی اذیت شد نمیخوام دیگه🥹
من شوهرم همراهم بود موقع زایمان ،بنده خدارو میزدمااااا
من موقعی که بچه اومد بیرون بلند گفتم اخییییش کل دکترا و پرستارا زدن زیر خنده
ماما میگف زور بزن
دکتر میگف پارش کن بابا بچش درشته
ماماعه میگف نه انصافا داره خوب زور میزنه
دکتره میگف بابا برش بزن گناه داره بچه میمیره درشته
فقط اینارو میشنیدم سر جرر دادن من داشتن باهم بحث میکردن
بعدش ک تموم شد ماما داشت بخیه میزد برام میگف من به دکتر گفتم نمیخاستم پاره شی ولی نشد کارخودشو کرد دیگ🤣🤣🤣🤣
ینی طبیعی اینقدر درد داره ؟
من سزارین بودم و چون سر بودم راحت حرف میزدم انقدر به دکتزم گفتم خانم دکتر قشنگ بخیه بزن، ریز باشه، معلوم نباشه و... 😂دیگه یه اقای دیگم بود گفت میخوای چرخ خیاطی بیاریم بکنیم زیر چرخ
من بچمو گذاشتن روی سینم دیگه دردام تموم شده بود یهو خودمو ول کردم از روی تخت با بچه داشتیم میرفتیم تو شکم دکتر که داشت بخیه میزد یهو همه هول شدن تخت را نگه داشتن بچه را بردن😂
من فقط میگفتم موووووردممممم
عین هماتاقی ام
دردش زیاد شده بود دادا میزد حسین بمیری ،حسین پدرسوخته کجایی بیا منو از اینجا ببر 🤣🤣
بنده خدا اینقدر درد داشت ب شکمش مشت میزد میگفت بچه امبمیره من بمیرم
آخرش تا ۳سانت باز شد ۱۲ساعت درد رفت سزارین
من دلم میخواست فقط زایمان کنم ۴۰ هفته رو رد کرده بودم
انقدر لبامو فشار داده بودم که اومدم بیرون شوهرم گفت اذیت شدی لبات رو داغون کردی
من تا دقیقه نود میخاستم طبیعی زایمان کنم تو ۴۱هفته بودم بچمم کامل بالا بود دیگ دکترم گفت باید بهت سوزن فشار بزنیم تا دردت بیاد ممکنه دو روزم طول بکشه
رفتم ک بخابم رو تخت دیدم ب یه خانمی سوزن فشار زدن داره از درد مشت میکوبه ب دیوار با همون لباس ابی بیمارستانی پریدم بیرون به شوهرم گفتم من میخام سزارین بشم برو دکترمو راضی کن سزارینم کنن
من بچم که دنیا اومد گذاشتن رو سینم که ارتباط پوستی بگیرم،انقدر درررررد داشتم گفتم اینو برش دارید ببرید اونور من حالم بده🤦🏻♀️🤦🏻♀️🤦🏻♀️🤣🤣🤣🤣
گفتم اپیدورال کنین توی 5سانت اینام میگفتن نه منم میگفتم پس من رضایت میدم میرم🤣🤣🤣🤣🤣یکی نیس بگ با رحم باز کجا میخای بری
ای بابا بجای دعای خوب بدتر بهش فحش دادی😂😂من باحال نیست ولی گریه میکردم و اشکام نمیومد🤣🤣
وای🤣🤣🤣🤣
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.