۱۰ پاسخ

من امینو دادم چیزی نیست اگه پیش دکتر خوب بری مشکلی پیش نمیاد نگران نباش

من انجام دادم نترس یکم که استراحت کنی اوکی میشی و حتما یه دکتر خوب برات انجام بده

یادم منم سر پسرم عددانتی۲بود ولی سلفری نرفتم سونو سه بعدی رفتم۱۸هفته

ازدواجتون فامیلیه ؟؟؟

انشالله سالم و سلامته

بتا ۲بود سلفری دادم جواب مثبت بود گفتن باید آمینو بشه خداروشکر بعد از کلی استرس جواب منفی بود

ایشالله خیره برای نی نی مشکلی بوجودنمیاد

ناراحت نباش من انجام دادم فقط بعدش استراحت کن یه هفته هیچ مشکلی پیش نمیاد

توکلت ب خدا باشه عزیزم ایشالله که چیزی نیس

عزیزم الهی هرچی خیره برات بشه گره از مشکلت باز شه حالت خوب بشه

سوال های مرتبط

مامان رادمهر🌱 مامان رادمهر🌱 ۲ سالگی
بیاید درد و دل و همفکری
با مادرشوهر و جاری تو یه ساختمونیم پنج شنبه شبا همدیگرو خونه مادرشوهر میبینیم این هفته بجه هاش مریض بودن و گفت خیلی وقته و خوب شدن در حالی که خوب نشدن و هممون مبتلا شدیم از تمام بدی هاشون که بگذریم یه جواب دندون شکن و درست حسابی میخوام و اینکه به نظرتون به مادرشوهر بگم یا نه؟قضیه ازین قراره که جاریم دو تا دختر شیر به شیر داره و بزرگه سه ماه از پسرم بزرگتره ولی به شدددت لجباز و دست بزن داره و جیییغ بنفش میزنه و همه چیزو از دست پسرم میکشه و میخواد پسرم ماشالا تمام چیزاش خیلی زودتر از اون بود و این باعث شده خیلی حسادتش برانگیخته بشه ازونطرفم مادرشوهرم همش بهش میگه لاغره نمیدونم حرف نمیزنه و چرا اعصاب نداره و فلان،حالا من همیشه میگفتم بچن دیگه بالاخره اینم راه میره حرف میزنه یا عیب نداره بعضی بچه ها بیشتر گریه میکنن حالا انقدر احمقه که سو استفاده کرده و هر بار چند دفعه میگه دختر کوچیکم دو تا الگوی نامناسب داره و نمیدونم اینا خرابش میکنن از راه به درش میکنن و خوب نمیتونم تربیت کنم منم چند بار با خنده رد کردم ولی حقیقت دیگه زورم میاد چون پیش مادرشوهرم میخواد پسر منو پایین بکشه با حسادتش حتی یبار از دهنش درومد که من گاهی دوس دارم پسرت گریه کنه و لجبازی کنه تا اونا ببینن و بشنون یبارم پسرم برنج خام ریخت زمین اون ذوق میکرد که نگاه کنید اینم اذیت میکنه یبار خندیدم یبار گفتم الگوش خواهرشه نه پسرعموش یبار جواب ندادم ولی دیگه رو مخمه
مامان گوجه سبز مامان گوجه سبز ۲ سالگی
امشب چه شب بدی بود من صبح بعد دو ماه اومدم دوباره شیر گاو تست کنم ببینم بهش شاید بسازه این دفعه ،بهش صبح شیر دادم امشب شوهرم سرکار بود گفتم پاشم تا میاد دو استکان واکتز بزنم واکتز ریختم داخل نلعبکی،گوشیم زنگ خورد لیوان گذاشتم تو همون ظرف که تمیز بشه برم جواب بدم یه دقیقه صحبت کردم رومو برگردونم دیدم دخترم لیوان داخل واکتز کرده دهنش ولی نلعبکی دست نخورده بود سریع از دهنش گرفتم و چیزی تو لیوان نبود ولی همون دقیقه آورد بکم بالا بعد انقدر ترسیدم بهش شیر دادم خودش هم ترسیده بود نمیخورد شیر دهان باز نمیکرد با سرنگ دادم سریع هر چی خورده بود آورد بالا حالا نمیدونم واکتز خورده یا نه یا شاید یه قطره خورده باشه سریه زنگ ز دم اورژانس گفت اگه خون تو استفراغ نباشه یا گریه وجیغ نزنه مشکلی نیست ولی میخوای باز به دکتر نشون بده حالا شوهرم خسته اومد خونه بگذریم که با مادرشوهرم با ترس بهش گفتم خسته بود دیگه گند شد حالا دخترم از اون موقع خیلی خوب بود نه گریه نه هیچی اما نمیدونم ترسیده یا شاید جایش میسوزه شام نخورد شیر خم نخورد شیر میبینه فرار میکنه کیک هم یکم گذاشت دهانش نتونست بخوره به شوهرم گفتم ببریم دکتر گفت نه احتمالا نخورده وگرنه آروم نبود با خودش بازی نمیاد اینم بگم موقع خوابیدن یکم نق نق میکرد حالا نمیدونم از همون شیر که صبح تست کردم یا قضیه شب چون دوماه قبل شیر گاو دادم شبش خیلی اذیت کرد دیگه امشب استا دادم راحت بخوابه اما خیلی میترسم اگه فردا هم این بچه هیچی نخوره یا گریه کنه یا هر چیزی شوهرم پدر درمیاره فقط دارم امام ها صدا میزنم به خیر بگذره هم بچه زجر نکشه هم شوهر احمق دیوانه نشه همیشه حواسم به همه چی بود امروز نمیدونم چرا غافل شدم 😭😭😭😭😭😭