۱۷ پاسخ

ما دو سه ماه اقدام کردیم نشد همون ماه که شد من کلی باشگاه رفتم وزنه سنگین زدم هی قهوه خوردم یبوست شدید داشتم نمیدونستم باردارم جاریم اسباب کشی داشت کلی کمکش کردم رفتم شمال توی راه دلم درد میکرد موعدم بود عقب افتاد فکر کردم چون اومدم مسافرت بدنم ریخته بهم بعد ده روز از مسافرت گذشت شب تولد امام رضا پارسال خونه جاریم آش پختن همه بهم گفتن بارداری از راه رفتنت پیداست شبش نگران شدم گفتم شاید واقعی تست زدم مثبت شد صبحش ازمایش دادم مثبت شد فهمیدم ۷ هفته باردارم

من مژه کارم اتفاقا بارداریمم افتاد توی اسفند ماه که اینقدر سالن ها شلوغه و پرمشتری، ۱۰ روز پریودم عقب افتادع بود و معده درد و بی اشتهایی داشتم البته زمانی هم که میخاستم پریود بشم همینطور بودم هی گفتم امروز میشم فردا میشم تا بلاخره دوستم گف بابا یه تست بده شاید بارداری خلاصه که از من انکار که نه نیستم از اون که علائم بارداری داری و حامله ای
خود دوستم برام تست خرید فردا صبح زدم اول یه خط شد گفتم خب باردار نیستم و تست رو گذاشتم روی آینه روشور اومدم دستمو شستم و دوباره نگاه کردم دیدم یااااخداااا دوتا خط شد🤣🤣🤣هیچی دیگه تا یه هفته گریه میکردممممم

من شمع سازی میکردم کلا درحال بدو بدو بودم ازاینورم قشنگ يخچال و اجاق کشیدم جلو شستم خونه تکونی کردم شبش هم رفتم سرعین آبدرمانی بعد جلو اون آب که بافشار میاد وایسادم که مثلا کمرم گرم شه زود پریود شم هی دریغا همشم دلم نوشابه زرد میخواست شوهرم گفت ماکه میدونیم حامله نیستی حالا بیا بریم درمونگاه تست بده رفتن همانا و مامان دوباره شدن همانا🤦🏼‍♀️😍

من حسابی ورزش میکردم کلی تو خونه کار می‌کردم سابقه تاخیر پریود هم زیاد داشتم اما کمردرد سینه درد و شکم درد داشتم رفتم دکتر تا قرصی چیزی بده تا پریود بشم که گفت برو ازمایش بده ومنم به زور ازمایش رو دادم وگفت مثبته درست روز سالگرد عقدم فهمیدم باردارم و رفتم سونو گفت داره ۲ماهت میشه وبعدش همه علائم من شروع شد

خونه تکونی کردم پتو شستم سابقه تاخیر پریودی داشتم هی میگفتم امروز میشم فردا میشم دلم هم یکم درد میکرد 15 روز هم روزه گرفتم به شوهرم گفتن یه تست بخر نمی‌خرید دعوا میکرد میگفت چیزی نیست یه شب رفتیم خرید برای عید آنقدر راه رفتم همون شب تست خریدم صبح زدم مثبت بود

من ناخنکار بودم، پنج هفته هم حامله بودم و خبر نداشتم ، از سالن اسباب کشی کردم یه سالن دیگه، کلی میز و صندلی و جعبه های سنگین جابجا کردم
بعد اون سالن جدیدی که گرفته بودیم میز و صندلی داشت ، وسایل بزرگای خودمو آوردم خونه ، یه اتاقمونو ریختم تمیز کردم تنهایی همون میزبزرگه رو برداشتم بردم اونجا گذاشتم🤦‍♀️ کلی هم داروی معده و عرقیجات مختلف میخوردم چون معدم همش میسوخت و من خبر نداشتم از چیه چون اصلا انتظار بچه نمیکشیدیم دیگه، دکترا گفته بودن تا عمل نری بچت نمیشه

من ورزش سنگین میکردم
بالانس میزدم سرم پایین پاها هوا بچه فکنم ۳۶۰ درجه میچرخید🤣🤣

من همیشه پریودیام منظم بود سه چار روز عقب انداختم شک کردم رفتم بیبی زدم مثبت شد گفتم شاید چون کیست دارم مثبته رفتم دانشگاه فرداش ازمایش دادم بله دیدم باردارم🤣

من تو کل زندگیم پریودم منظم بوده
نهایتش یکی دو روز تاخیر
پریود نمیشدم هی به شوهرم میگفتم میگفت نه بابا مگه به این راحتیاس
تست نمیخرید برام😅هی میگفتم هی نمگیرفت
منم خودمو زدم به کوچه علی چپ هر روز کاچی و گرمیجات میخوردم پریود شم
راستشو بخوای بچه نمیخواستم هی میگفتم برم زعفرون غلیظی درست کنم بخورم
یه شب تو دهنم مزه اهن حس میکردم زدم گوگل زد علائم بارداری
اخرش دلو زدم به دریا خودم رفتم تست خریدم یهو دوتا خط پررنگ دراومد🥲ای گریه کردم
امیدوارم خدا به هرکس هروقت که ارزوشو داره بچه داره😄که حداقل مث من نشینه زار زار از ناراحتی گریه کنه

من که عفونت داشتم تا تونستم نشستم تو آب و سرکه بعد کلی عنبر نثارا دود دادم و خبر نداشتم باردارم🤣🤣🤣🤣

من همون روز رفته بودیم باغ کلی پیاده روی کردیم همش میرفتم دسشویی می‌گفتم الان پریود میشم ، فرداش بی بی زدم کمرنگ افتاد ، رفتم سرکار عصرش رفتم ازمایش دادم

من همون ماه ک باردار بودم تپه نوردی کردم ..یه روز قبل موعد پریودم با شوهرم بدمينتون بازی کردیم خیلییی زیااااد ک نفسم بند اومده بود دیگه..حتی دلم درد گرفت گفتم انقد منو کشوندی اینور اونور الان پریود میشم😅

ی هفته کارم این بود دو روز درمیون برم ازمایش بتا بدم 😂

من انقدر منتظر بودم قبل موعد ازمایش دادم عدد بتام پایین بود فکر میکردن خارج رحمیه 😂

همش با شوهرم با موتور میرفتیم دور دور

من هیچ علائمی نداشتم موعدم عقب افتاد

نه من همش بیحال بودم میخابیدم قهوه میخوردم میگفتم شاید بخاطره فصل اینجوریم 😁

سوال های مرتبط

zahra zahra قصد بارداری
مامان خنساگلي مامان خنساگلي ۶ ماهگی
مامان جوجو ساروین🐣💙 مامان جوجو ساروین🐣💙 ۱۲ ماهگی