۱۶ پاسخ

من اینو همیشه به خودم میگم
مالتو سفت بچسب همسایه رو دزد نکن

کار خیلی خیلی خوبی کردی

نده بابا اینجور ادما خیلی قدرنشناسن

کار درستی کردی اگه برده بود فکرت هزار جوره درگیر میشد ساعت کند میشد و منتظر که چرا نمیارنش شاید بعدش بهونه میوردن که امشبم پیشمون بمونه و نیارنش هیچوقت نزار تنها بره فوقش اگه خواست ببینه بیاد پارکی جایی خودتم اونجا نباشی

نه نده یع وقت میبره نمیاره دیدم

خوب كردي بچتو دست هيشكي نده

بچتو حتی به مامانتم نسپر
اینکه دیگه داداش همون شوهریه که میخوای طلاق بگیری

نه نده ی وقت دیدی میبره دیگ نمیاره

شاید شوهرت گفته زنگ بزن بچه رو ازش بگیر،بعدم پس نیارن...اینجوری بخواد مجبورت کنه بخاطر پسرت برگردی
من خیلیا دیدم اینطوری میکنن

خوب کاری کردی

تو شرایط شما کار خوبی کردی

کار خوبی کردی عزیزم خودت عاقلی ، اگه میدادی بعدا چیزی میشذ همونی که برده میگفت میخواستی عقل داشتی نمیدادی

کار خوبی کردی

اره کار خوبی کردی نباید دست هیچ کس بدیش تو اگه خدا نکرده چیزیش بشه همون شوهرت میتونه راحت اذیتت کنه ازت شکایت کنه قانونی بگیردش
فقط تحویل باباش بده

من برادرشوهرم یکبار گفت ببرم دورش بزنم گفت باشه بیا چقدر پسرم خوشحال شد مگه چیه؟؟

اره

سوال های مرتبط

مامان هاکان مامان هاکان ۲ سالگی
بچه هاااا چرا قط#بود فرزند مادنوزادنارس شیرخشک مای بیبیبچه هاااا چرا قط#بود فرزند مادنوزادنارس شیرخشک مای بیبی
دیشب خواهرشوهرم ب من گف بچت خیلی شلوغپیننه بیش فعاله ببرش دکتر مغزو اعصاب من چیزی نگفتم گفتم الان بیش فعالی مشخص نمیشه ۴سال ب بالا مشخص پیشه بعد رفتنی بچه من گوشی بچه اونو انداخت خورد ب مبل باطریش در اومد گوشی ساده بود خراب بود فقط#باطریش در اومد دخترش ۶ سالشه واااای ی قیامتی کرد ۱۰ دقه بکوب گف باید پسر منو لشه تا آروم شه هر چقد گفتم درست شد ببخشید فلان انگار ن انگار مادرشم چیزی نمیگم اتر شر گوشی اسباب بازی بچمو گف باید بشکونم گذاش زیر پاش له کرد رف. اونا رفتنی ب مادرشوهرم گفتم ب بچه من میگ ببر مغزو اعصاب . بچه خودشو ببره روانشناس مادرشوهرم بهش برخورده میگ چرا ب اون اینو میگی گفتم چرا پس اون گفتنی خوبه من بگم بده من بخاطر خودش میگم برا بهتر بتونه رفتار کنه با بچش اینجور مواقع. بد گفتمmm???
فرزند مادر کودک نوزاد نارس
شیرخشک مای بیبی ریفلاکس
مامان طـٰاها مامان طـٰاها ۳ سالگی
سلام، پسرم دوسالونیمشه، شبا هنوز شیرمیخوره، هنوزم حرف نمیزنه جز بابا گفتن، تا دم صبح دوسه بارمیخوره، یدفه ازخواب بیدارمیشه ب گریه ازگرسنگی، مجبورمیشم بش بدم، البته شیرمحلی یا همون بطری روزانه، روزا بش نمیدم، چندروز پیشم بردم بهداشت گف ازش بگیر، گفتم گرسنه اش میشه گریه میکنه گف موردی نیس تحمل گریه اش کن تا یک هفته اینجوریا،،بعد گف با شیشه میخوره گفتم اره، گف اینجوری فکش هم دچارمشکل میشه، بهتره ترکش بدی ازشیر، گفتم گرسنه اش میشه، بااین ک من سعی میکنم تاقبل اژخوابیدش بش خوراکی میدم ک گرسنگی نکشه، حالا پلو باشه یا موز، خلاصه باشکم خالی نخوابه منتـها باز دم صبح تا خودصبح یکی دوبار شیرمیخوره، چندنفر بزرگسال هم حسب تجربه ها گفتن اصلا ب حرف بهداشت گوش نده بااین فلسفه هاشون، ما آدم بزرگاهم شیرمیخوریم، نذار بچه گرسنه بمونه اذیت شه،، ممنون میشم از مامانایی ک تجربه دارن راهنماییم کنن چکارکنم ک اول گرسنه اش نشه وبتونم کم کم ازش شیر بگیرم.