اولش گیج وسردرگمی واقعا نمیدونی چکار کنی حس میکنی یه مهمان اومده که منتظری بره و همه چی مثل قبل بشه ولی کم کم عادت میکنی تا چند ماه اول ممکنه خیلی چیزا بهم بریزه باید همدیگه رو درک کنین کم کم بچه جون میگیره تپل مپلی میشه قلقش میاد دستتون و کم کم میگین خدایا قبل از اینکه بیاد ما واقعا چطور زندگی میکردیم یه روزایی ممکنه از خستگی کم طاقت بشین ممکنه از هم گله کنین ولی باید بدونین اینا همه گذراس و میگذره
یجا خوندم مردتو نه تو دوره اشنایی میتونی بشناسی،نه وقتی رفتی باهاش زیر یه سقف مردتو وقتی میشناسی که ازش بچه دار بشی،بعد بچه زندگی خیلی تغییر میکنه بچه تک تک ابعاد زندگیو تحت تاثیر میزاره همونقدر که یودنش زیبا و جذاب و خواستنیه همونقدر خسته کننده و ازار دهندست همونقدر که دوستش داری یوقتایی ازش متنفری بخاطر اون فشار و بار مسئولیتی که رو دوشته ولی من برگردم عقب بازم بچه میارم
سوال قشنگی پرسیدی
خیلی سوال خوبی بود آفرین👌🏻
به نظر من که اولا به رابطه قبل از بارداری و بچه داری هم ربط داره هم به اینکه چقد بعدش خودت سخت بگیری یا پایه باشی از شوهرت چه توقعاتی داشته باشی من خودم تو بارداری بیشتر از شوهرم دور شدم نمیتونم کنارش بخوابم چون رو تخت خوابش نمیبره رو زمین واسه من سخته رو تخت بخوابه هم اینقد وول میخوره که ترجیح میدم پایین بخوابه🤣
دیگه من خیلی سنگین شدم حال و حوصله بیرون ندارم
همسرم شغلش آزاده و کلا از صبح که میره بیرون شب برمیگرده عادت کردم به این مدل زندگی اولا که من حالم بد بود هی تند تند میومد بهم سر میزد ولی دائم نبود ولی هوامو خیلی داره همه کار واسم میکنه
بعدشم همین نمیتونه شغلشو عوض کنه که ولی من مطمئنم با نی نی خیلی قشنگ زندگی
ما ک زندگیمون شده هم خونه فقط
من که حس میکنم از شوهرم خیلی دور شدم و دیگه علاقه ای به من نداره حس میکنم دوس نداره باهامم حرف بزنه
ولی نی نی خیلی شیرینه هر چند نگهداریش واقعا سخته کمبود خواب داری اما یه نگاه که بهش میندازی کل غمات یادت میره
خیلییییی قشنگه
واقعا این جمله ک قبل از بچه چیکار میکردیم درسته
ما خیلی اینو تکرار میکنیم
همه چیش قشنگه
من از ده روزگی هم تنها بودم ، مامانم رفت ، خودم بودمو همسرم ، حتی حموم هم روز اول. و ده روز رو مامانم برد بعدش خودمون
انقدر مشغولمیشین انقدر شیرینه
از نظر من واقعا سخت نیست
یکی دو روز اول خیلی حس خوبیه
بعدش اینطوری بودم که وای من از پسش برنمیام واقعا خسته شدم از بی خوابی دردای مختلف
اعصابم خورد میشد بچه گریه میکرد ناراحت میشدم میخواستم گریه کنم همش
الان دیگه کم کم دارم عادت میکنم
بچه هم داره شیرین میشه
دردا کمتر میشه
کم کم به روال برمیگردم
من فعلا خونه مامانمم همسرم میاد سر میزنه. بعضی وقتا هم میریم بیرون
فعلا نمیدونم زندگی چطور میشه ولی حس میکنم شیرین تر میشه
من از وقتی باردار شدم زندگیم قشنگ تر شده🥰😇
نه اصلا شیرین نشده
عزیزم نمیخام بترسی فقط میگم ک امادگی شو داشته باشی..تا ۳ماهگی خییلی خییلی سخته و شرایط رو نمیتونی هندل کنی و این خییلی طبیعیه به خودت سخت نگیر.فقط امیدوارم کمکی داشته باشی تا۴۰ روز...زندگی زناشویی هم تغییر اساسی پیدا میکنه
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.