تجربه شیردهی | شیر مادر

تقریباً ۱۰ماه کامل به پسرم شیر خودمو میدادم از سینه ، تو شیشه شیر نمیخورد ، پستونک نمیخورد، شیرخشک نمیخورد. شبا تند تند بیدار میشد و شیر میخواست، سینه توی دهنش میموند حتی بیشتر از ۲۰ دقیقه به زور در میوردم تا اینکه مریض شدم و یهویی مجبور شدم بیمارستان بستری بشم و شیردهی برام ممنوع شد. حدود ۳ روز اصلا پسرمو ندیدم، بغلش نکردم، رفت خونه مادرشوهر و حتی عکس یا تماسی هم نگرفتم... خیلی سخت بود.
تو این مدت شیرخشک نان + بیسکوییت مادر + چنتا اسباب بازی که خیلی دوس داشت رو داده بودم گفتم گریه کرد سرشو با اینا گرم کنین.
یه شیشه شیر خیلی ساده توش شیرخشک نان درس میکردن با بیسکوییت مادر میخورد.
خیلی زود عادت کرد و افتاد کلا رو شیرخشک.
اوایل گفتن اپتامیل بده بهتره ولی بچه نمیخورد انگار طعمشو بوشو دوس نداش ولی شیرخشک نان رو راحت قبول کرد.
الان تقریبا ۳ هفته میگذره، پسرم شب شام که خورد معمولا دیگه شیر نمیخوره گاهی اوقات ، با همون غذا که خورده بغلم میخوابه گاهی اوقات هم سرجاش پیش من می‌خوابه. یکی دو ساعت بعد تو خواب ۱۲۰ سی سی شیرخشک نان میخوره میخوابه تا ۵ ساعت بعد باز یخورده شیرخشک میخوره میخوابه. بعدم بیدار میشه یا اول شیر خشک میخوره یا غذا.
واقعا خیلی خوب شده. دیگه شب گشنه نمیمونه راحت میخوابه. خوب هم وزن گرفته واقعا.

۴ پاسخ

من از سه ماه و نیمی انداختم رو شیر خشک بخدا جونم راحت شد اشتباه کردم همون سه ماهم شیر خشک ندادم

من ۲۰روز پیش امتحان کردم نورا اصلا نمیکیریره شیرخشک

اولا ک‌براتون ارزوی سلامتی دارم دوست عزیز
امیدوارم دیگه هیچوقت نخوای بیمارستان باشی و از گل پسرت دور شی
پسر منم اینجوریه اصلا نخورد شیشه و پستونک شباهمینجوری هی بیدار میشم
وزنم درست نمیگیره
نمیدونم چ دردیه میترسم شیرخشکیش کنم از خودم احساس میکنم جدا میخواد بشه حس مزخرفیه ها اما دارم دیگ نمیدونم
واقعا دوس دارم وزن گیریش بهتر بشه

ولی من خیلی دلم گرفت از خوندن این تایپیک 😒

سوال های مرتبط