۳۵ پاسخ

هیچی یه لیوان اب بخور چنتا نفس عمیق تا جلو سکته رو بگیره کار دیگه نمیشه کرد

تا کشفیات جدید خدا نگهدار

باز خوبه تو پارچ میکنه دختر من پرتاب میکنه رو فرشا🥲🥲🥲

برات نودل درست کرده😂

من بودم کارم به خودزنی میرسید😂

اشکال نداره دارن اشپزی میکنن
بچه های منم امروز یه لحظه دیدم ساکتند رفتم میبینم تمام سیمای چتراشون در آوردن پفیلا میزنن بهش منو دیدن میگن مامان عصبانی نشو داریم گوجه میزنیم به سیخ

واااای🤣🤣🤣🤣،من ک دیگه خیلی وقته غیر از اون غذای اصلی هیچ مخلفاتی سر سفره نمیارم عصابم نمیکشه اینجوری کثیف کاری کنه همون غذا رو فقط بریزه کافیه کارای چندش و کثیف تحمل ندارم

یا خداااااا😅😅😅

بزار بالا دم بکشه بخورید🤣🤣🤣

حالا خوبه پسره بچه من دختره صد برابر بیشتر از این کارا میکنه همین امروز من ده دقیقه خواب بودم طرف نمک و فلفل و زرد چوبه و دارچین و نعنا همه آشپزخونه رو با اینا پر کرده تصور کن من چ حالی شدم

😅😅😅😅😅عزیزم

وای دختر جدیدا منم اینجوری شده ، سر سفره که میاد مشت مشت از دیس برنج میریزه تو لیوان و با قاشق هم میزنه و میخنده 🤕

پسرای من هردو آب و میریزن توی بشقاب بعد هم پرت میکنن توسروکله ی هم هرچی‌میگم بدترمیکنن

😂😂😂😂😂😂😂😂😂من نمونه شو‌دارم ..ولش کن بزرگ میشه دلت برااینکاراش تنگ میشه

ماچش كن بگو فدا سرت درست ميشه😂

با پارچ بنداز سطل آشغال😂

😂😂😂😂😂

آب ماکارونی؟😁

🤣🤣🤣🤣الهیییی

🤣🤣🤣🤣🤣🤣

😂😂😂😂وای چ هنرمندیه

پسر منم پسته ها رو ریخته بود تو دوغ همسرم هم عصبی بود هم خندش گرفته بود 🤧😂

واییی من فکر کردم فالوده درست کردی🤭🤭😆😆😆😆😆

وای کجا بودی پس خودت😂

وااااای😂😂😂 جوجه ی شیطون
فقط زودتر از جلو دستش بردار

وای😂😂😂 ای بودم نمیدونم عصبی میشدم یا میخندیدم

واااااای من دخترم میریزه ت لیوان من عصبی میشم

😁چیزی نیس پارچ بشور

اگه نریزع رو زمین صلوات😂

قبل از اینکه عکس کامل باز بشه فک کردم فالوده زعفرونیه.
چه میشه کرد بجز تحمل!...

حتما خواسته فالوده درست كنه 🤣

دلش خواسته تو پارچ بخوره🤣

🤣🤣🤣🤣💔

🤣اشکال نداره فدا سرش

ببخشیددد🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

سوال های مرتبط

مامان آیهان 🇮🇷 مامان آیهان 🇮🇷 ۴ سالگی
مامان ملوسک🍋‍🟩🍯☃️ مامان ملوسک🍋‍🟩🍯☃️ ۴ سالگی
خواهش میکنم اگه کسی شرایطش مثل منه بیادبگه راهکاربدین جون خودتون من که دیگه نمیکشم حس میکنم بدترین وشلوقترین بچه ی دنیارودارم کلی بچه دیدم هییییچ بچه ای به اندازه بچه من پردردسرنیست دیگه مغزم نمیکشه، حاضرم ازدست این یچه خودکشی کنم منوبه این نقطه ازبدبختی کشونده هرروزمیگم کاش هیچوقت بچه دارنیمشدم کاش ازاول نازابودم ولی این بچه رودنیانمی آوردم فشارعصبی به همه جام زده توحال خودم نیستم نمی‌فهمم چی میگم چیکارمیکنم ازدست این بچه اکثرروزااگه هواخوب باشه میبرمش طبیعت شهربازی بخاطرویروس اینانمیبرم نمی‌فهمم مشکل چیه بچه اینجوریه هرشب ساعت ۲میخوابه امروزازساعت۷بیداره یک ریزفقطططط بهانه وگریه نه جاییش دردمیکنه نه گرسنه هست هیچیی هیچی گاه به گاه اینجوری میشه توخواب دادمیزنه جیق میکشه گریه میکنه این بچه ازاول پرزحمت بودبچه های بقیه دنیامی اومدن همش خواب بودن این ازاول ازاول قشنگ یادمه هر۲۰دیقه بیداربودگریه میکرد هرسال بدترازسال قبل میشه به جایی رسیدم میگم بمیرم گفتن این حرفاتوتاپیک وخوندنش آسونه فقط کسایی درک میکنن که بچشون اینجوری باشه خداشاهده میخوام ازدستش فرارکنم نیازدارم نباشم دیگه نمیکشم خوبه معنای واقعی خیلی عذابم میده وااقعازندگیم زهرشده بااین بچه نمک به زخمم نپاشیدمیترسم سرتون بیادچون من همیشه ازبچه شلوغ که مدام گریه میکردم بیزاربودم سرم اومد