۲۳ پاسخ

والا من یکی اینقدر از دست پسرم حرص میخورم که تا مرز سکته میرم 🥴🥴🥴🥴
یعنی یجوری اذیت میکنه که فقط بغض رو به زور قورت میدم و نفس عمیق میکشم که سکته نکنم
بخدا بچه اولم دخترم اصلا نفهمیدم کی بزرگ شد انگار از همون اول فهمیده و عاقل و بزرگ بود
این به کی رفته خودمم هنوز تو شوکم 😐😐

یه سوال رنگ موهات پایه دکلرت چن بود؟؟.؟

شیطون
بنده دیگه خودمو میزنم به بیخیالی و ریلکسی 😤🥴
شوهرم خیلی وقت می‌ذاره واقعا

پسر منم همینه تا باباشم میبینه ایراد و شیطونیش گل میکنه چند برابررر . باباها هم که صبر و حوصلشون کم .همسرم منم کم باهاش وقت میگذرونه .من دیگه خودمم مثل قبل صبرو حوصله ندارم و بخاطر همین خیلی خودمو سرزنش می‌کنم

بچه اول من پسربود خیییلی شلوغ وپرجنب وجوش بود امااون موقع ها صبروتحملم بیشتربود خیلی باهاش راه میومدم الان اصصصلاصبروتحمل ندارم اماخداروشکربچه‌ی دومم دختره وآروومه.
یه خانمی رو توخیابون دیدم بچش پسربود همسن دخترمن بود بهم گفت خوش بحالت دخترت آرومه من ازصبح تاشب دنبال پسرمم دیگه ازپا دراومدم. گفتم منم بچه‌اولم ازصبح تاشب دنبالش بودم خدا واسه جایزه این دختر آرومو بهم داد تابدو بدوهام جبران بشه😂 😂

فوق العاده شیطون.منم بعضی وقتا عصبی میشم اما باز خودمو کنترل میکنم

پسر منم خیلی شیطونه فقط صبوری میکنم باباش میاد میگم نگهش دار خودم میرم بیرون یکم اعصابم اروم بشه

ازشیطون فراتره به هرچی دست میزنه میندازه میپره از روش کلا بیکار نمیمونه

به شدت شیطونه تا همسرم نباشه همش دنباله منه ولی وقتی همسرم بیاد دنباله رو اون میسه و من ی نفس راحت میکشم

مانا کلا بچه شیطونی نیس
ولی جدیدا خیلی غرغرو شده که خب اونم اقتضای سنشه
و اینکه باباش اصن وقت نمیزاره واسش 😂😂
مگه اینکه چی بشه دیگه خیلی کم
بیشتر خودمم
هر روز میبرمش پارک یا باشگاه یا خونه بازی

پسر من خیلی شیطونه و خرابکاری زیاد میکنه دیروز گردنم‌گرفته بود از بس حرص‌خوردم دیگه

پسر من خیلی شیطون نیس و خرابکاری نمیکنه. فقط اینکه خوابش کمه و زود از هر بازی که باهاش میکنم خسته میشه حوصلش سر میره. و خیلی بهونه میگیره خیلی هم به باباش وابستس همش گریه میکنه که منو با خودت ببر سرکار. همسرم خیلی وقت میذاره خداروشکر.

بازيگو شديد
صبوري
ولي ديگه گاهي عصبي ميشم

دقیقاا
ماهم همینیم وقتی منو و پسرم دوتایی هستیم اخلاق خوب ساکت آروم بازی میکنه
وقتی باباش میاد شیطنتاش شروع میشه نق و گریه هاش

شیطون
شیطون
صبوری
صبوری
صبوری
بعد دیگه میریم برای مذاکره
گاهیم انفجار

منم فک میکردم باباش ک میاد بدتر میکنه ولی یبار نشستم فک کردم دیدم پسرم تغییری نمیکنه این منم ک توقع دارم وقتی شوهرم میاد دیگ باهاش وقت بگذرونه پسرم سمت من نیاد دیگ من ب کارام برسم وقتی میبینم اون عین خیالش نیس و‌پسرم همش تو دست پای منه عصبی میشم تحملم کم میشه و‌سرش دعوا‌میکنم درصورتی ک کاراش همونایه ک وقتی باباش نبود انجام میداد

همسر من اگر کار نداشته باشه خیلی کمک دسته ولی خب روزایی ک شب میاد از سرکار در حد نیم ساعت با بچه اس باقی همش میگه خستم حوصله ندارم🫠🫠

دفیقا عین دخترمن والا وقت کم میزاره

همسر منم ک زیاد نقشی نداره تو تربیت بچه
فقط نقشش اینه ک میره سرکار و پول میاره خونه همین😬😂

من تنها دارم بزرگش میکنم انگار
شوهرم هیچ دخالتی نداره
دیوونه شدم

منکه اعصاب ندارم داد میزنم 😔

همسر منم کم چون سرکاره بیشتر تایم....وقتی خودمونیم کنترل شده آمد امان ک مهمون بیاد دیگ نمیشه کاری کرد فقط سکوت

همسر منم کم چون همش سرکاره🥲

من ک دیووونع شدم صبر من دیگ تموم شه

سوال های مرتبط

مامان ماه گل مامان ماه گل ۳ سالگی