منم خیلی خسته ام خیلی روحیه ندارم اصلا
عزیزم همه همینیم منم سر بچه اولم همینجوری بودم دست تنها چیزایی ک من کشیدم و خدا نصیب نکنه بعدش مادر شوهرم اومد مدعی شد ک بچتو ما بزرگ کردیم بچم چهل روز تو دستگاه بود بعدشم چیزایی ک شما داری میکشی ولی الان گذشته و دلم برا اون روزاش تنگ شده الان واسه بچه دوم خیلی سختمه چون پسرم چهار سالشه و باید به دوتاشون برسم ولی روانم آرومه چون یکم با تجربه ترم و میفهمم آخرش چی میشه
عزیزم برا بچه اول براهمه سخته واقعا..ولی چ سخت چ اسون باز میگذره سعی کن زیاد ب خودت سخت نگیری
عزیزم تنها راهش تحمله هر چی بزرگتر بشه بهتر کنترلش میاد دستت صبور باش میدونم سخته ولی راهایی ک خوشحالت میکنه هم امتحان کن گاهی وفتا هم بده باباش خوابش کنه بازی کنه برای خودت وقت بزار از خودت بدت نیاد ..میگذره هی سخترش نکن برا خودت عزیزم ..
به نظرم یادکتر برو یه چکاپ برو شایدکم خونی چیزی داشته باشی یاخودت خوردنی تقویتی بگیربخورتابدنت انرژی بگیره بهتربتونی بچه داری کنی و توان داشته باشی اینطوری بدنت جوابگوعه،واینکه میگذره من خودمو که نگاه میکنم میبینم چقدر بهترازماههای اول شدم
منم خسته م
از عصر فقط شیر دادم دادم دست شوهرم
نمیکشم واقعا
از این حجم از کار همراه با غرغر گندم خانوم دیوونه شدم
تازه همسرم از اول جنگ خونه س
ولی همش کارام نصفه س
اخی عزیزم حق داری واقعا سخت
ولی شوهرت هم درست میگه این روزا فقط میشه خاطره
من وقتی باردار بودم شوهرم فوت شد، تک و تنها ، بلرداری تنها ، زایمان تنها، پیدا کردن دستگاه برای زردی تنها، بچه داری تنها....صبور باش ، مادر بودن راحت نیست
مگه چنتا بچه داری
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.