۲۱ پاسخ

شوهرم شبکاره
صبح بحث کردیم اقایی قهر کرده

من ک جمعه شنبه م یکیه
بعضی وقتا نمیدونم چند شنبست

قرار بود بریم شهر بازی😐ولی رگ مادریم گرفت پاشدم خونرو سابیدم از اخرم گفتم بمونه ی شب دیگه

از ظهر اومدم خونه ای مامان شاید کمی استرس کم شه اما فایده ی نداره

تو خونه ایم☹️

هیچی ، اثاث خونه بسته میکنیم وسط بسته بندی هم گفتن چند روز دیرتر تحویل میدین اعصابم بهم ریخته

ما که اینجا جهنمه هوا فقط جلو کولریم دیگه با شوهرم به کارا خونه رسیدیم کیک پختم

هعی خواهر لکثرا مثل منو شماتوی خونه بودن توی این هوا جرعت بیرون رفتن ندارم به شخصه با بچه
شوهرمم ک خونه نیست سرکاره ماهی چندروز خونه اس دیگ فقط گاهی چهار دیواری خونه میرینم

با دخترم اومدیم بیرون

تصویر

منم از ظهر با پسرم تنهاییم
آنقدر باهاش بازی کردم خسته شدم

منم تنهام از صبح

به ع.ن ترین شکل ممکن ☹️

خخخخخ،عشقی😘

منم شوهرم امروز کلا سرکاره فردا بعدازظهر میاد دیگه تنهاییم

هیچی با دعوا و بحث و گریه گذشت

من تولد همسرمه براش کیک درست کردم
سه روزه سرکارع فردا میاد سوپرایزش کنم

پریودشدم نشسته ام ب در نگاه میکنم

ماهم توخونه یم پسرم بردم بیرون انقددست زد ب چیزای کثیف باگریه اوردمش خونه انقدگریه کرد ک بیرون بمونه الان خوابید

گریه نکن بیا با من لوبیا دونه کن😂

من که از ۴شنبه مریضم همینجوری افتادم🥲🥲🥲

شوهر من ک ماموریتی باید بره چندروز بعد میاد

سوال های مرتبط