چقدر این چند وقت بد گذشت بهم دخترم نزدیک یک ماه گاهی میگفت حالم بده بردم دکتر گفتن شاید یبوست هست و دیدم اره یکم یبوست داره دارو دادم خوب شد باز دوباره بهونه گیری کرد گفتن لابد حساسه قرص اعصاب نوشتن براش ندادم بهش
بردم متخصص کودکان ازمایش اینا نوشت انجام دادیم دیدم پلاکتش رو 70هزاره و پاهاش کبود میشه
چند باری تکرار کردیم 50-62-72-60-48به این ترتیب بردم بیمارستان طبی متخصص خون گفتم بیماری خود ایمنی داره احتمالا و دوباره قراره دوشنبه ببرمش تهران بیمارستان طبی پیش همون دکتر و ازمایش خون بده و خب همچنان پاهاش کبود میشه از دوشنبه هفته قبل هم نیزوپرد 5داره استفاده میکنه
تو این روزای عزیز ازتون میخام با قلب پاکتون برامون دعا کنید دخترم خوب بشه خون به جیگرم خشک شده تو این یه ماه از استرس و غصه
هواس تون به بچهاتون خیلی باشه هر چند وقت یبار برید یه چکاپ بگیرید ازشون خدا به همه ی بچها و بزرگتر ها سلامتی بده ان شاالله

تصویر
۹ پاسخ

ایشالا که ب حق این ماه عزیز خوب میشه
ببخشید یعنی چجوری پاهاش کبود میشه ؟
منم گاهی میبینم پاهام خود ب خود اندازه ی گردو کبود شده بعد خوب میشه

عزیزدلم من خودم از کسایی هستم که دکتر بهم تشخیص اشتباه خودایمنی داده.
لطفا به یک دکتر بسنده نکن.
پردنیز یه کورتون قوی هست و نباید بیجا استفاده شه.
حتما حتما پیگیر باش عزیزدلم.
امیدوارم زودی خوب بشه و نیاز به دارویی نداشته باشه

عزیزم ان شاالله که بهبودی و شفای کامل خدا نصیب دخترت کنه.همه ی جور داریم امتحان میشیم توکلت به خدا باشه❤️دخترو نذر یکی از ائمه کن از خودش بخواه که همیشه مراقبش باشه😢

انشاله که مشکل خاصی نباشه دخترتون زودتر خوب بشه

اللهم اشفع کل المریض بحق بیمار کربلا

عزیزم چ علائمی داشت ؟

ببخشید ی سوال ، کجاهای بدنش اینجوری کبود میشه ؟ همه جاش؟

حتما بهش ویتامین سی بده،ایشالله خوب میشه توکل به خدا

البته که بیمارستان طبی رادیولوژی و سنوگرافی هم انجام داد خداروشکر شکل دیگه ای نداشت فقط پلاکتش بود

سوال های مرتبط

مامان رادین مامان رادین ۵ سالگی
بچها چند وقت پیش گفتم پسرم یبوست شدید داشت طوری ک مدفوعش کامل خون داخلش بود یا همش میگفت داخلش میخواره ک بردم دکتر گفت هموروئید و داخل بدنش زخمه و...ی مدت دارو مصرف کرد اما ب محض اینک تخمه یا چیپس و پفک بخوره دوباره شروع میشه الان 20 روزه زایمان کردم خودم بالا سرش نبودم و زیاد از این چیزا خورده.جالا میگ میخواره اونوقت شوهرم نمیزاره براش پماد بزنم میگ فردا خوشش میاد و...😑من جیگرم کبابه براش چون میدونم خارش چقد بده هر چقدم توضیح میدم متوجه نمیشه.اخه طفل معصوم داره درد میکشه وقتی پماد میزنم همش میگ بسه درد میکنه.یا مدام نمیگ ک شوهرم حس میکنه الکی میگ بعدم نمیشه ک ی شب بزنم ی شب نزنم باید حداقل چند روز بزنم.میگ بزار هر وقت گفت میگم خب این بچه نمی‌فهمه ک بعدم چند روز پشت سر هم گفت تا پماد گرفتم براش.بقران بغض داره خفم میکنه از طرفیم بعضی وقتا ب دخترم شیر خشک میدم اینم شده ی بدبختی انگار جنایت میکنم هر چی میگم انگار ن انگار عصبی شدم بخدا
مامان ایل‌ماه ۶ساله🖤 مامان ایل‌ماه ۶ساله🖤 ۵ سالگی
چند تا از مامانا گفتن از وضعیتی که ایلماه رو بردی بیمارستان برامون بگو
چند روزی بود از گهواره رفته بودم گفتم تمام حواسم ب ایلماه باشه
تو این ۶ سال که با ایلماه بودم خواب ایلماه رو ندیده بودم
یه ماه پیش خواب دیدم
ایلماه فوت کرد خواستیم خاکش کنیم چند نفر صدا زدن که ایلماه خوب شده و زندس
خیلی ناراحت شدم خوابم خواب خوبی نبود
هرروز و هرشب میبردمش سرمش میزدم
یکروز قبل فوتش ایلماه دیگه بهونه بغل منو نکرد
که بغلم بخوابه😭
همه تعجب کردن گفتن چطور ایلماه خوابید بدون تو
گفتم نمیدونم نگاش کردم دیدم چشماش باز ولی پلک نمیزد
دهنش هم باز
دیگه دلم طاقت نیاورد گقتم باز ببرمش بیمارستان
وقتی بردمش دکترا پرستارا دعوام کردن که بچه تو کما بوده
چرا اوردیش
حالا ما باید بزنیم سوراخ سوراخش کنیم ولی دیگه ایلماه درد نمیکشید
دکترا گفتن باید میزاشتی تو خونتون جون میداد نباید میاوردیش بیمارستان
گریه کردم گفتم غلط کردم فقط نجاتش بدین نزارین بره
😭
ولی ایلماه حتی لحظه های اخرم دستمو محکم میگرفت دوست داشت بوسش کنم بوش کنم 😭
یکروز تو بیمارستان با کمک نفس بود
دیگه نتونست بیشتر با این بیماری لعنتی مبارزه کنه 😭 و رفت و داغش رو دلم هست تا بمیرم🖤😭