۶ پاسخ

منم همینجوری ام و به نظرم این ذاته مادر شدنه دیگه
البته که به روحیه خوده مادر هم بستگی داره،ماها خودمون باعث میشیم بچه ها انقدر بهمون وابسته بشن،البته که چیز بدی نیستا ولی در کل اینجوری هم به ما سخت میگذره و من همیشه این مورد منفی رو هم درنظر میگیرم که خدای نکرده خدای نکرده یه وقت اصلا شاید من مشکلی برام پیش اومد دوروز سه روز بیمارستان بستری شدم،بچه بااااید به یکی دونفر از خانواده و با یه محیط غیر از خونه مون عادت بکنه که بتونه بمونه دیگه.
منم همیشه پسرم با منه،هرجا میرم دلم میخواد با خودم ببرمش حتی اگه بدونم دهنم سرویس میشه🤣دیگه جزیی از خودم میدونمش نباشه برام یه جوریه دلم تنگش میشه و یه چی انگار کم دارم
فقط ماهی یکبار دوساعت میرم‌ناخنمو درست میکنم و پیش مامانم میزارمش حالا یا خونه خودم یا خونه مامانم
وقتی میرم دلم مثل سیر و سرکه میجوشه
با اینکه عاشق مامانمه و با اون خیلی بهتر و ارومتر از من میمونه ها🤭گاهی وقتام مثلا باشوهر بخوایم بریم فروشگاه مثلا هایپر احمدی اون‌وقتام‌همیشه گذاشتمش پیش مامانم
ولی جمعه واسه اولین بار با خودمون بردیمش و کلی هم اونجا راه رفت کیف کرد و بعدم دیدیم دیگه داره از کنترلمون خارج میشه نشوندیمش روی سبد خرید🤣
به خودت سخت نگیر،بزار پیش مامانت بمونه،مادربزرگ پدربزرگا بهترین دوستای
نوه هاشونن😍😍

منم اومدم امتحان بدم دارم دیوونه میشم

وای من یه حموم میرم همش صدای گریه پسرم تو گوشمه هزار بار در باز میکنم میبندم بخدا ما دیوونه ایم🤣

وای عین منننن
همه بهم میگن بیشتر تو وابسته اونی تا اون وابسته تو
اصلا نمیتونم بذارمش جایی

اولش برای همه سخته اما اگ کوچولوت رو دپس داری دوتامورد بگم یکی اینکه بااین رفتارت وابسته بار میاریش درآینده بد میشه واقعا بخصوص که پسره و دوم اینکه توداره ازخودت میگذری بخاطر پسرت تایمتو هماهنگ میکنی برای پسرت درآینده توقع ایجادمیشه همیشه بخاطر پسرت یا همسرت ازخودت بگذری

دقیقا منم هیچوقت از پسرم لحظه ای دور نبودم الان سه جلسه اس میرم باشگاه کوفتم میشه همش حس میکنم الان داره گریه میکنه یا گشنه اش بشه با اینکه خیلی با باباش بازی میکنه باز فکرم درگیر میمونه
من درکت میکنم😞

سوال های مرتبط