سوال های مرتبط

مامان یزدان💙 مامان یزدان💙 قصد بارداری
امروز روز دهم ای یو ای پریود شدم لعنتی حتی به ازمایش ک هیچ، نزاشت دلخوش کنم و برم ی تست بگیرم،،، خیلی ناراحتم چون واقعا امیدداشتم و یهو شک شدم،،، دلم میخواد باصدای بلند ب خدا بگم چرا مگه چیکارت کردم چرا همش امتحاناتت برا منه چرا حکمتت برا منه خسته نشدی از بس سراغ ی ادم تکراری اومدی ،،،چرا ما برای ی بچه باید اینقد بشکنیم غصه بخوریم داغون بشیم اشک بریزیم ولی ب بعضیا زودب زود و ناخواسته میدی،،،، خدایا بازم شکرت ولی ایندفعه با دل پرم با صدای بغض آلودم میگم شکرت،،،، بدون ک اونقد میام درخونتو میزنم تا دربروم باز کنی، اونقد با صدای بلند صدات میزنم تا صدامو بشنوی ، اونقد دستامو دراز میکنم سمتت تا دستمو بگیری،،،، منکه جز تو کسی رو ندارم دیر نکن زود ب دادم برس ک ناتوان و عاجزم زود حاجتمو بده ک دلخون و شکسته دلم،،،، انشالله روزی برسه ک همه ی زنهای سرزمینم طعم شیرین مادرشدن رو بچشن ،،،خدایا ب امید تودوباره شروع میکنم و سرپا وایمیستم پس یاورم باش،،،،
مامان kamyar مامان kamyar ۶ ماهگی
سلام مامانا میشه بهم کمک کنید درست تصمیم بگیرم؟ من یه برادر شوهر دارم که یه پسر پنج ساله داره مادر شوهر م عاشق این بچس منم دو ماهه پسرم ب دنیا اومده ماپر شوهرم شاید کلت سه بار بچمو بغل کرده ما بیشتر وقتا میریم خونه مادر شوهزم از پنج ساعتی ک اونجام ۴ ساعتشو داره قوربون صدقه پسر جاریم میره و‌بغلش میکنه پسر جاریم دم در گوش پسرم جیغ میکشه گاهی سمتش وسیله پرت میکنه و چون بچس دو سه بتر دیدم ک داره سر پسرمو فشار میده مادر شوهرم و پدر مادر این بچه هیچی بهش نمیگن حتی من با مهربونی بهش میگم مواظب پسر عموت باش چیز سمتش پرت نکن بهشون برمیخوره پری روز من خونه مادر شوهرم بودم بچم واکسن زده بود همش بالا میاورد خیلی کلافه بود و من چند بتر ک براش شیر خشک درست کردم بچه بغلم بود ی دستم‌ب ابجوش و با کلی مشقت شیرشو حاضر میکردم نه مادر شوهرم نه جاریم اصلاذنکفتن لا اقل بچه رو بده ما نکه داریم بچه کلی رو لباسم بالا اورد من بچه ب بغل رفتم اب گرفتم ب یقه لباسم ولی بازم اصلا نگفتن بده ی ثانیه ما نکه داریم بماند ک من کلی کار بخاطر جاریم و لچش کردم و حتی اخرای بارداریم من متوجه شدم پسر جاریم. دچار افت پلاکت شده با وضعیت بارداریم و اینکه باید مواظب میبوذم ویروس نگبرم پا شدم با جاریم بردمش پیش دکتر خوبی ک میشناختم ک دکتر گفت اگه دیرتر میاوردین بچه خونریزی مغزی میکرد ولی اونا اینجوری رفتار کیکنن حتی اخرش من ی ساک سنگین دستم بود یه دست دیگمم بچه یکی عز اقواممون گفت بدین من ساکو بیارم برادر شوهرم بهش گفت بشین نمبخواد کمک کنی حالا تصمیم گرفتم دیگه نرم اونجا و بهشون بگم رفتارتون بی احترامیه ب نظرتون من حق دارم یا نه؟