خا حالا ۹ ماه دیگه بچه رو بغل کرد یادش میره غصه اونو نخور مهم تویی الان ک اونم درک میکنه
عزیزم منم همینم🥲
عزیزم میدونم واقعا سخته حال منم همینه ولی تاجایی که میتونی از نزدیکانت مادری خواهری مادرشوهری خواهرشوهری و…کمک بگیر تمام فشارو تحمل نکن به روزای خوبه دیدن نینی قشنگت فکر کن و تمام فکرو روحتو با مدیتیشن و فکرهای خوب آروم کن برای تهوع و دردات یه سری چیزا هست که باید از دکترت بپرسی که با تجویزش علائمتو کاهش بده، و درکل سه ماه اول جزو حساس ترین ماه هاست و میزان ترشح هورمون و آماده سازی بدن برای بارداری باعث علائم طاقت فرسا میشه سعی کن خودتو مشغول کنی ارتباط با نزدیکان باعث میشه مشغول بشه ذهنت و دردات کم بشه برا من که هرموقع دورم شلوغه اینجوریه ولی تنها که میشم خیلی احساس میکنم علائمو امیدوارم مفید باشه برات و اینکه برای تهوع سرگیجه یه تغذیه از چیزای مفید بذار همیشه همراهت باشه مثلا من مویز و بادوم و سویا آجیلی تو پلاستیک همه جا همراهمه مویز برای کمخونی هم عالیه
منم همینطورم عزیزم هرچی میخورم میارم بالا همش حالا تهوع شوهرم بنده خدا میره سرکار میاد تازه نهار درست میکنه ظرف میشوره بدبختی اینه خودمم عصرا با این حالم میرم سرکار بهشون گفتم تا اخر ماه میام دیگه نمیتونم
منم تقریبا تو این مرحله ام
و بنظرم نباید خیلی بفکر همسرامون باشیم بالاخره اونا هم باید توی این دردا ورنجا نقش داشته باشن دیگ
فقط به فکر خودتو نینیت باش
کلی وقت داری برای همسرت غذا درست کنی
منم همینجوری بودم خداروشکر چند روزه حالم بهتره ولی چون آشپز خونه دوم دارم میریختم تو زود پز و میومدم بالا ک بوشو نشنوم انقد حالم بده بود ک از بوی غذاعع بدم میومد حتی نمیچشیدم چی پختم بیچاره شوهرم تو این مدته هرچی پختم ک دوستم نداشت بدون هیچی خورد و ایراد نگرفت نگران نباش گلم همه علائمت میره بهش فکر نکن
سه چهار ماه اول همه همینن باید تحمل کنی🥺
منم اوایل اینجوری بودم، کم کم سعی کردم تا ضعف نکردم به چیزی بخورم مثل میوه و سوهان و چیزای مقوی تا بتونم حداقل برا همسرم کم نزارم... واقعا اوایل هیچییییی درست نمیکردم هرچند روز خونه مادر شوهرم میرفتیم
همسرم خودش مرغ و گوشت سرخ میکرد میخورد چون به بوی گوشت و مرغ ویار داشتم.
الان دیگه صبحانه و ناهار شام میزارم ، یکم نوشابه میخورم و بلند میشم تند تند انجام میدم.
تحمل کن عزیزم منم مثل شما بودم خداروشکر الان بهترم یعنی من تو هفته هشت و نه و ده بستری شدم بیمارستان از شدت حال بد
منم همینطوریم نمیگذره اصلا 🥲
عزیزم منم همینم
خیلیییی حالم بد بود
خداروشکر گوش شیطون کر از دیروزه میتونم غذا بخورم بالا نمیارم
من الان یه ماهه دست به سیاه و سفید نزدم دلم برا شوهرم میسوزه 🥺به قول تو هیچ غذای خوب نمیپزم
خیلی وقتا کلا غذا درس نمیکنم
نگران نباش اینم میگذره ولی ههی برو بیرون حالت عوض شع
سرگیجه چرا عزیزم؟
چی بگم والا خیلی سخته من یکم بهترشدم.خیلی بهم سخت گذشت این بارداری.اگه سرم بزنی بازیکم بهترمیشی
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.