من فقط بخاطر فراموش کردن یه نفر به اولین خواستگاری که اومد اونم سنتی بود و فامیل جواب بله رو دادم. شوهرمو نه دیده بودم نه میشناختم. بله رو گفتم نشستم پای سفره عقد. بماند که عمو و خاله هام هر کدوم یه چیزی میگفتن که عقد نکنم ولی من اصرار نه همین. تو دوره نامزدی خیلی مشکل داشتم و متاسفانه باهاش رابطه داشتم. پیش خودم میگفتم عروسی کنم اولین کاری که میکنم ازش جدا میشم فقط برای حفظ ابرو. تو دوره نامزدی خیلی دعوا داشتیم سر هر چیزی گیر میداد. بعد ازدواج هم کلا به این فکر میکردم جدا شم. دقیقا سه ماه بعد عروسی تو روز تولدم دقیقا ۲۹ اسفند سر خرید لباس عید کتک خوردم خانو ادش خیلی خسیسن خودشم همینطور. دیر فهمیدم بمن نمیخوره ولی دیگه ادامه دادم
گلم ماهم سنتی ازدواج کردیم ۱۶ ساله باهم دیگه زندگی میکنیم اولاش زیاد عاشق هم نبودیم همدیگرو دوسداشتیم ولی الان بدون همدیگه نمیتونیم نفس بکشیم درسته یکم عصبی هست ولی خیلی دلش پاکه
من سنتی ازدواج کردم
از این مدلی جیزی نگفته
ولی چند بار اوایل زتدگیمون میگبیکی دیگه رو مبخاستم
ب اسرار مادرم اومدم
ما ده سال اختلاف سنی داریم
من سنتی ازدواج کردم
شوهرم منو میخواسته ولی خب دوست نبودیم و اومدن خواستگاری و ازدواج
هیچکدوم از اینایی که میگید برام اتفاق نیفتاده
ولی اگه شوهرم اینجوری بگه ازش جدا میشم میگم برو زن بور و خوشگل و کم سن و سال بگیر
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.