۹ پاسخ

عزیزم باید اون موقع زن مرد بچه دار نشی بالاخره مهر پدری نمیشه جلوش بگیری شوهرت معلومه فیلش یاد هندوستان کرده ی خطری حس کردم انگاری پای زنش اومده وسط تا دیر نشده ی کاری کن

بچه هایش روبه خونت دعوت کن بگو اونا خواهر برادر بچم هستند،با اونا مهربون باش بادل وجان تحویل شون بگیر خیلی خوب جواب میده،ما از این مورد ها داشتیم

هرکاری کنی اونابچه هاشن.دوستشون داره.شمامیتونی دورازبچت باشی؟قیدشوبرای همیشه بزنی؟اتفاقااین تلاش های شمابیشتر یه تهدیدبرای زندگیتونه.آقارو کجاب میکنه کنه شما ازبچه هاش بدتون میادوناراحتی پیش میادبعدازدیدنتون.شمابایدازدرمحبت ودوستی واردبشی.اگراونامحبتت روپس میزنن بازم محبت کن.نه محبت خاله رنکی ویکی دوروزه.محبت واقعی.محبت مادرانه که حتی شوعرت بگه بچه هام اشتباه کیکنن زنم درست ترین آدمه.نه اینکه دنبال راهکارباشی برای اینکه بچه هاشونبینه.اینجوری قطعابچه هاشوانتخاب میکنه وتنهاباهاشون وقت میگذرونه

سلام عزیزم من با شما همدردی میکنم ولی کارت بی نهایت اشتباه بوده گل اخه چرا با یه آدمی ازدواج کردی که بچه ۲۴ساله داره نطمئن باش هیچ وقت نمیتونه یه پدر رو از بچش جدا کنی حتی اون بچه ۴۰سال داشته باشه بنظر من کاری نمیشه کرد یا باید با شرایط کنار بیای یا طلاق بگیری یا صحبت کنی باهاش ک با اونا وقت میگذرونه حواسش به شما هم باشه

خودتون چند سالتونه؟

قبول دارم صد درصد بچه ها ش بزرگن اموزشش مبدن ولی سعی کن خودتو ب ببخالی بزن میبینه توجه میکنی بیشتر کرم میریزه

امروز سیزده به در با اونا بوده؟ حتما دلش براشون میسوزه که رهاشون کرده یا از ازدواج پشیمونه یا بچه دوسته.. از زن اولش چرا جدا شد؟ به بچه ی شما توجه میکنه؟ چند سالشه؟

شاید براش دعا گرفتن.اگه یهو اینجوری شده به فکرش باش

مهریه نداری؟

سوال های مرتبط