عزیزم همین خوشبختیتو و مشکل نداشتن با شوهرتو مدیون همین نیومدن اینایی ولی هنوز نمیدونی به نظرم برو همون سالی یه بار بچه رو ببینن کافیه بخدا آرامش داری سری که درد نمیکنه رو دستمال نبند
نرو.بزار شوهرت بچه رو ببره.خودت نرو.اینجور ادامه بدی باختی
بنظرم اصلا نرو بهونه بیار ب شوهرت بگو ن با دعوا منطقی براش جا بنداز بعدشم مرگ واسه همه هست تو هر از طرفشون فوت شد ن تسلیت بگو ن ارومشون کن از نظر من با هرکس مثل خودش رفتار بشه خیلی بهشون زور میاد تا کی وایسم کوچیکی کنم وقتی حالیشون نمیشه
من جای تو بودم اسمشونم نمیاوردم
به کسی که برات ارزش قائل نمیشه نباید ارزش قائل بشی
دقیقا منم مشکل تو رو دارم ولی به این نظر رسیدم با من چطور رفتار می کنند منم همین طور باشم ارزششون همینه .
من از گله می کنند که خانوادت برای مریضی و عزاداری ما نیومند منم میگم اونا هم مثل شما شما اخلاق تون خوب کنید تا بیان
قبلنا زیاد با شوهرم بحثم می شد اونو می گفت خودت حرفاتو بزن به من نگو منم الان هر چی بگن جواب میدم پنج ماه خونم نیومدن تو خونه منو بچم بمیریم زنگ یا احوال نمی پرسن ولی تا شوهرم از سرکار میاد میگه زنگ زدم به زنت نیومد بالا شوهرم میگه باشه هیچی نمیگه وقتی میاد گوشیمو نگاه میکنه که زنگ نزدن میگه حق نداری بری بخدا 15روزه به زور پا میشم آنقدر معده درد دارم حتا بهم نگفتن خوبی ولی انتظار دارن اونا مریض بشن من اولین نفر برم منم نمیرم شوهرم به این نتیجه رسیده که فقط بین من و او را خراب می کنند پس توهم ناراحت نباش مرگ مال همه ست خوب اونا هم عزیز ترین کسشون فوت کرد نرو تسلیتم نگو مثل خودشون بی تفاوت باش من اینقدر راحتم که نگو هر چه بهم بگن اون کارو کن اینو نکن جوابشونو نمیدن چون تا به الان اینقدر به خودم و شوهرم ظلم کرد دیگه بستمونه
واااای آرزو دارم خواهرشوهرام همینقدرررر منو راحت بزارن🥲🥲🥲🥲
عزیزم به نظرم برو،بخاطرشوهرت برو،کلا بعضی ادما بی مهرن یاهرچی،اخلاقشون اینجوریه،واسه منم همینطورین،منم رفت وامدم فقط بخاطرشوهرمه
به شوهرتم هرچی بگی بازم اونا مادروخواهرشن،نه اونادرست میشن نه شوهرت ازشون دل میکنه،پس همون سالی یه باربرو وزودبرگرد خونت
بنظرم خیلی خوبه که نمیان یه دنیا آرامش داری منم خانواده شوهرم دیر میان خیلی خوبه احساس میکنم آرامش دادم قبلا وقتی می اومدنن حالمو بد میکردنن با حرفاشون الان چون تو یه ساختمون هستیم هر روز به شوهرم میگن که دلمون برا دخترت تنگ شده بیارش منم اجازه نمیدم هروز ببره دو یا سه روز یبار اجازه میدم ببرش اونم یکساعت به شوهرمم گفتم اگه هروز ببری بد عادت میشه بچه (الکی بهونه دخترمو کردم) قبلا زیاد محبت میکردم دیدم حالیشونش نیست دیگه پشت دستم داغ کردم مثل غریبه باهاشون رفت وامد کنم بعدشم مرگ برا همه هست دیر یا زود اتفاق میافته توام عوضشو دربیار بدون رو تعارف
عیب نداره،نمیان ،بهتر
اتیشی هم نمیاد همراشون
والله،بروحالشو ببر،بخدااااا
چیزی ک عوض داره گله نداره تو هم ب موقع تسلیت نگو از این ک خونتون نمیان ناراحت نشو ک خوشحالم شو شوهرتو و بچت بفرست خودت نرو
اگه سطح انتظاررتو از ادما بیاری پایین اینقدر اذیت نمیشی
گاهی نفهمیدن و به نفهمی زدن شخصیت یه سری ادماست و شما نمیتونی بهشون حالی کنی
پس خودتو ازار نده بی تفاوتی سکوت بیخیالی
بچتم با شوهرت بده بره خودت نرو
والا همینارو ک گفتی بهش بگو باید قانع بشه تو هم کسی از فامیلاشون مرد نرو تسلیتم نگو بچتم نبر بگو خودم بدم بچم خوبه ؟
مختصرومفید وایسا داخل روی شوهرت بهش بگوکسی ک براشدارزش قائل نیستم اونم برام ارزشی نداره ونمیرم وبچه ام بدون من هیج جانمیره ممکنه یکم ناراحتی بین خودت وشوهرت پیش بیاد ولی تااخر عمرت راحت میشی
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.