۱۶ پاسخ

عزیزم پسرت مگه جندسالشه🥲🥲🥲بزار بچگی کنه چه عجله ای هست بزرگونه براش برداری

بله عزیزم خیلیم خوبه ما بوتیک پوشاک بچه داریم اتفاقا از این کارم داریم واسه پسرم همینو همین رنگو برداشتم
هنوز بچه ان فانتزی بخر
خرسشم جدا میشه هم پشتش می‌تونه بزنه هم جلوش می‌تونه دکمه کنه...جنساشونم خوبه گرمم نگه می‌داره خیالت راحت
راستی چند گذاشته این کارو؟

اره یکم ساده ترو شیک تربخر

خوشگله که

اگه دوست داره یخر بپوشه مهم اینه بچت عشق کنه .قشنگه

منکه عاشقش شدم خیییییلی قشنگه

خوب بچست دیگه پنجاه سال که ندارن😐

من همش مرد عنکبوتی میخواست واقعا بازار نبود سایت هام گران بود آخرش نگرفتیم قانع شد ولی این چقدر قشنگه کاش دیده بودم از اینا

خیلی قشنگه عزیزم

چقدددددد قشنگه😍😍😍

خیلیم قشنگه😍اتفاقا این طرح‌ها برا این سن خوبه

من عاشقش شدم

منم خودم ساده دوس دارم ولی رنگ روشن

خیلی قشنگ‌و باکلاسه بگیررررر حتما

قشنگ که بچه باید چیزای شاد بپوشه

یکم شلوغه اگ ناراحت میشی منم میگم ی چیز ساده تر بگیری این خیلی لشلوغه و اینک بنظر من این طرحی ها واس بجه های ۲ ساله و ۳ سالش ن ماشالله بچه ۵ و ۶ ساله

سوال های مرتبط

مامان دردونه مامان دردونه ۵ سالگی
سلام مامانا خوب خدا قوت😊...میگم شمایی که بچه هاتون مهد میزارین پیش دبستانی نه..مهد فقط...قرارداد بستین مثلا یک ساله شش ماهه یا نه هر ماه بخواهید میفرستین یا نخواین هم نمی فرستین؟؟؟
سوال دوم مربی های مهد کودک چ طوری رفتار میکنن نسبت به بچه ایی که اضطراب داره گریه میکنه؟؟؟تو مهد پسرم مربیش اصلا بچه ها رو بغل نمیکنه میگن بچه اجازه نداریم بغل کنیم...این به کنار پسرم کلا مدقع ورود به کلاس گریه میکنه یا قبلش میگه نمیرم دیگه توی کلاس اروم میشه...امروز ماشین کامیونی داشت همراش برد اصلا هم گریه و غر نداشت رفت تو کلاس من که در رو بستم‌صدای گریه اش اومد و مث همیشه زودی ارومنشد برگشتم بغلشکردم گفتم ناهار درست کنم میام و گذاشتمش کلاس رفتم توی دوربین چک کردم دیدم اصلا مربی و دو نا مادر یار خیلی به بچه اهمیت نمیدن ...فقط یکی از مادر یارها همین که داشت وسط کلاس گریه میکرد نشوند صندلی و صورتش تمیز کرد ....مربی دورش نیومد..نه ظرف عذاش نه آب هیچی نمیزاشتن که لااقلاروم شهبعد چند دقیقه ک هق هق میکرد ماشینش رو دادن بعد هم خودم به مسئول دفترشون گفتم بچه من اروم نشدهمث اینکه بگین اب بهش بدن....حالا خیلی ناراحت شدم از کار مربی...ظهر هم میریم دنبال بچه صورتش کثیف و خشکه نمیشورن...ی بار هم تذکر دادم ...به نظرتون من حساسم یا برم تذکر بدم این دفعه به دفتر شون؟؟؟
مامان مهیار مامان مهیار ۵ سالگی
مامان شهریار و🤰 مامان شهریار و🤰 ۵ سالگی
نمیدونم حکمت خدا چیه تو اینهمه گرفتاری و مشکلی که داریم این بچه رو بهم داد واقعا موندم،،،اصلا اوضامون اینقدر داغون شده که روز به روز داره بدتر میشه انگار همه درها رومون بسته شده شوهرم دیکش پاره شده افتاده گوشه خونه کلی بدهی داریم کلی قسطامون عقب افتاده اجاره خونه ،،خوراک و پوشاک اصلا افتضاح از یه طرف میرم د‌کتر بااین خرجایگرون نه بیمه ایی دارم نه چیزی،،کارم شده گریه کردن و غصه خوردن به شوهرم میگم بیا بریم تهران سرایداری میگه نه میترسم اگه یه وسیلشون گم شه گردن ماهست میگم هیچی نمیشه میگه نه میترسم،،کار دیگه ایی هم نمیتونه کنه کلا فلج شده افتاده گوشه خونه،،خیلی داغونم خیلیییی دارم به هر دری میزنم ولی همه بستس اگه بحث امتحانم بود بسه دیگه خسته شدم تا کی،،نمیدونم تاوان کدوم کارمو دارم پس میدم،،،نیاین نگین اگه بچه نمیخواستی چرا جلوگیری نکردم من جلوگیری میکردم ولی یه بار از دستمون در رفت اونم باشرایطی که من داشتم موندم که چجوری گرفت من تنبلی تخمدان خیلی شدید داشتم در حدی که دکتر رو بارداری اولم کلا قطع امید کرد منو گفت امکان اینکه باردار نشی خیلی زیاد ولی خدا پسرمو داد