۷ پاسخ

اولش عذاب وجدان بعدش خوشحال

من اولاش ناراحت بودم بعد دیگه عادی شد و خوشحال شدم ک راحت شدم چون اصلا اشتها نداشت و همش شیر میخورد واقعا کلافه ام کرده بود

من اولش هیچی حالا بعد دوماه همش یادم میاد و دلم تنگ میشه ایقد ک دلم میخواد دوباره بهش شیر بدم🥲🥲🥲

شما از شیر گرفتین؟😟

من تامرز جنون رفتم. افسردگی شدی. بدترین آسیب روحی جسمی جانی مالی عاطفی و هرچی که شنیده باشی. پسرم یکسال و۸ماهش بود خارج رحم بارداربودم حالم بدشد اورژانس اومد بستری شدم.دوشب پسرم خونه خاهرشوهرم بود نیاوردن شیرش بدم.شب دوم هم زنگ زدم نیاوردن دقیقا ۲۰دیقه مونده به تزریق آمپول زنگ زدن که میاریمش شیرش بده ولی دیگه پرستارا اجازه ندادن گفتن حتما باید الان آمپولوبزنیم چون مریضای دیگه آماده هستن.۶ساعت قرنطینه بودیم بعدشم گفتن دیگه نمیتونی شیربدی چون باشیرت واردبدن بچه میشه.وسخت ترین کار دنیاشدبرام.پسرم فقط زیرسینه میخابید ولی یهو هم ازمن دورشدهم ازشیرگرفته شد. هم پدرشوهرم اثاثموبرگردوندروستاخودموبیرون کردکه طلاقم بده.هم غرورموجلو۴تامردغریبه شکست. هم تهمت زدن. هم پسرخاندمو ازم گرفتن. بکرشوبکن آدم سقط کرده روحیه داغون حاله خراب این بلاهام سرش بیاد

تا مدتها ناراحت بودم بعدش درست میشه

افسردگی شدید

سوال های مرتبط