۲ پاسخ

ولی به نظرم ربطی به راه رفتن نداره،پسر من که بعد واکسن آوردیمش خونه ،اصلا راه نرفت و خوابید،خداروشکر خوب و راحت گذشت،برای هیچ کدوم از واکسن ها هم کمپرس سرد یا گرم نزاشتم،چون برای دوماهگی که تجربه نداشتم گزاشتم بدتر شد،کلا برای هر بچه ای یه جوره،خیلی از مامانا این نکاتی که شما گفتین رو رعایت کردن ولی بچشون متاسفانه بازم اذیت شدن

عزیزم من الان بچم یه ماه دیگه ببرم یا سه ماه دیگه

سوال های مرتبط

مامان آریا مامان آریا ۲ سالگی
سلام مامانا🙋🏻‍♀️
ماهم ۲روز پیش واکسن ۱۸ماهگی رو زدیم
اصلا نگران نباشید بابتش..مثل واکسن های دیگه میگذره..
پسرمن سابقه تشنج خفیف هم تو ۱۵ماهگی داشت و بانامهدکترمتخصص مغزواعصاب واکسنش رو زدیم
برای اینکه تب نکنه گفت قبل اینکه واکسن بزنین تب بر هرچی که میدی بهش بده فرقی نداره که من بروفن دادم
چون ۲هفته پیش مریض شد و با پاراکید تبش اصلا کنترل نمیشد و مجبوربودم هر۴ساعت پاراکید و شیاف رو باهم استفاده کنم برای واکسن روز اول بروفن دادم
۸شب روزی که واکسن زد بااینکه بروفن داده بودم تبش داشت بالا میرفت که با حوله خیس کردن داخل آب گرم و کشیدن رو صورت و دست و پاهاش و شیاف اومدپایین و دیگه تب نکرد..فردای واکسن هم دیگه بروفن ندادم و هر۶ساعت پاراکید دادم و خداروشکر بخیرگذشت
کمپرس سردوگرمم فقط چندبارتونستم بزارم نمیذاشت..
ازهمون اولشم راه رفت ولی خیلی سخت و حالت لنگ زدن🥲
من خودم چنان استرسی داشتم بخاطر ترس از تشنج که دستام از روز قبلش چنان میلرزید که بهداشت داشتن منواروم میکردن😅
امیدوارم برای همه بچه ها خیلی راحت بگذره و هیچ دردی هیچوقت احساس نکنن❤️
مامان دیانا مامان دیانا ۱ سالگی
تجربه واکسن ۱۸ ماهگی


واقعا لعنت بهش . مردیم و زنده شدیم سه نفری(دخترم . منو باباش)
خیلی سخت گذشت بعد حدود ۲ ساعت از واکسن درد شدید و تب شروع شد با اینکه من استا هم میدادم بهش
نزدیک عصر خیلی داغ شد مجبور شدم ۳۰ دقیقه زود تر بهش قطره شو بدم.
دیگه اینقدر دردش زیاد شده بود نمی‌توانست راه بره . بمیرم براش یاد اون روز میفتم قلبم درد میگیره
بچه ای که هر روز راه میره و کلی فضولی میکنه حالا نشسته و نمیتونه تکون بخوره
غذا هم که نمی‌خورد. تا اینکه شب خوابید و خیلی داغ شد با پاشویه هم تبش کم نشد که نشد . و بالاخره مجبور شدم شیاف بزار براش که تبش اومد پایین و تونست بخوابه و آروم بشه

خدایی از واکسن های قبلیش خیلی بیشتر اذیت شد . و از اون روز تا الان خیلی لجباز شده . غذا نمیخوره و ....
و امروز هم کشیدمش ۳۰۰ گرم که زحمت کشیدیم توی چند ماه اضافه کردیم توی سه روز آب شده رفته😑😓
لعنت به واکسن هجده ماهگی
خدا خودش درست کنه . یعنی غذا نمیخوره اعصابم بهم می‌ریزه
😖😫
مامان نویان👑 مامان نویان👑 ۱ سالگی
خب بخوام از تجربه واکسن 18ماهگی بگم اینکه اونجوری که فکر میکردم سخت نبود روز اول تبش با استامینوفن هر 6ساعت یکبار کنترل کردم (بسته به دمای بدن بچه ها هر 4ساعتم میتونید بدید) و امروزم که روز دومه فعلا هر 8ساعت برای احتیاط و کمک که به کاهش دردش بهش میدم و بعدم که امید به خدا همین روند بهبود باشه قطع می‌کنم(اینم توجه داشته باشید که دمای خونه نرمال باشه خیلی گرم نکنید و لباسم زیاد نپوشونید بهش در حدی که فقط سردش نشه اوکیه)
و نکته ی بعد که فکر می‌کنم خیلی کمک کننده بود سرشو گرم میکردم که بازی کنه و راه بره چون تو این واکسن هر چی تحرک بیشتری داشته باشن و یکجا ثابت نشینن زودتر آثار درد از بین میره و واکسن تو بدن پخش میشه
اگه خونه ی مامان یا مادرشوهرتون راحتید و نیروی کمکی یا کسی که بچه باهاش راحته و سرگرم میشه برید خیلی بهتره هم خودتون هم بچه کمتر اذیت میشید
و امروزم که روز دومه دمای بدنش نرماله و فقط یکم گرمه وگرنه تب نداره
راه میره و بازی میکنه و فقط یه کوچولو پاش که واکسن خورده رو با احتیاط تر زمین میذاره که تا فردا امیدوارم کاملا اوکی شه
این تجربه ی من بود که باهاتون به اشتراک گذاشتم که الکی استرس نداشته باشید
تو تاپیک قبلم کارایی که قبل و بعد از واکسن انجام دادم گفتم دوست داشتی بخون شاید بهت کمک کرد🥰
مامان صدرا مامان صدرا ۲ سالگی
میخوام ی تجربه از واکسن ۱۸ماهگی بگم
شاید بدردتون خورد

واقعا مامانای گهواره ازش غول ساختن و منی که چقدر استرسشو داشتم
فقط بعد واکسن خونه نبرینش یعنی تاشب هااا ببرین پارک ،بازار ،خونه اقوام که با بچه ها بازی کنه و سرگرم شه و مرتب استامینیوفن بدین
ساعت ۱۱ظهر رفتیم بهداشت قد و وزن شد همچنان وزنش پایین بود
بعد واکسنو که زدن یکم قطره استامینیوفن مالیدم رو جای واکسن و با دستمال بستمش تا گرم بمونه و خانمه گفت روز اول کمپرس سرد و روز دوم کمپرس گرم بزار و من اصلا اینکاررو نکردم چون با کمپرس سرد جای واکسن بشدت سفت و قرمز و میشه و درد میگیره که نمیتونی دست بزنی فقط گرم نگه داشتمش
وقتی رسیدم خونه خوابید بعد یکی دوساعت بلند شد و چنان گریه میکرد و اخ اخ داشت نمیتونستم تکونش بدم هیچی هم نمیخورد فقط رو پام دراز کشیده بود
دیگه ابجیم اومددنبالمون رفتیم پارک بچه هارو که دید کم کم بلند شد و راه رفت و غذا خورد و شب هم رفتم خونه مامانم و اونجا موندم تا روز بعد بعداظهری اومدم خونمون
فقط ۲۴ساعت بهش استا دادم
مامان لنا جونم🫀👸🏻👑⭐️ مامان لنا جونم🫀👸🏻👑⭐️ ۲ سالگی